آتــیـــــــــه سبــــــــــز
وبلاگ مسافر سید مصطفی جعفری(کنگره60 ،درمان اعتیاد ) 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید
چت باکس


به نام خالق عشق

روز پنج‌شنبه 1397/10/20 جلسه نهم از دور هجدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر مصطفی ،  و استادی مسافر   حسین و دبیری  مسافر  محمدرضابا دستور جلسه اول : کمک کنگره به من و کمک کنگره به من و  دستور جلسه دومسومین سال رهایی مسافر فرهادرأس ساعت 17 آغاز به کار نمود


از آنجایی که انسان همیشه فراموشکار بوده است، آقای مهندس چنین دستور جلسه‌ای را در دستور جلسات هفتگی قرار داده‌اند تا ما یادمان نرود از کجا وارد کنگره شدیم و به کجا می‌خواهیم برویم و چه کارهایی باید انجام بدهیم. و زمانی که گفته می‌شود کمک من به کنگره، اگر تفکر بکنیم، می‌بینیم که هر کاری که ما می‌خواهیم برای کنگره انجام بدهیم، یک سرش برمی‌گردد به خودمان.

خلاصه سخنان استاد :

خدا را شکر می‌کنم که توانستم این جایگاه را حس کنم و بتوانم برای آموزش گرفتن در این جایگاه باشم. دستور جلسه اول "کمک کنگره به من و کمک من به کنگره" است. این دستور جلسه حدودا انفرادی است. و هر شخصی باید در درون خودش بگردد، پیدا بکند، و ببیند آیا ما زمانی که وارد کنگره شدیم، کنگره چه کمک‌هایی به ما کرد و الان که یا داریم سفر می‌کنیم یا رها شدیم و یا در جایگاه‌های مختلف داریم خدمت می‌کنیم، آیا ما داریم به کنگره کمک می‌کنیم همچنان، یا کنگره دارد به ما کمک می‌کند. به این دلیل که در این دستور جلسه از کلمه من استفاده شده است؛ یعنی هر شخصی باید برای خودش تصمیم بگیرد که دارد در چه جایگاهی خدمت می‌کند. اگر بخواهیم برگردیم به عقب و گذشته خودمان را ببینیم و روزی که به کنگره وارد شدیم را ببینیم، مثلا من حسین با تخریب‌های بسیار زیادی وارد کنگره شدم و در اوایل کار بزرگترین کمکی که کنگره به من کرد، این بود که صورت مسئله اعتیاد را برای من باز کرد. صورت مسئله‌ای که من خودم سالیان سال دنبال آن بودم تا بتوانم از اعتیاد بیرون بیایم ولی نتوانستم. و زمانی که در لژیون تازه واردین نشستم و صورت مسئله که باز شد، دیدم که مشکل از کجاست. و شروع به سفر کردم. هر چه قدر که جلوتر رفتم دیدم که کنگره و روش درمانی کنگره و سی‌دی‌ها و همه این تموم آموزشی، همه به خاطر خود انسان است. درمان اعتیاد هست ولی هر چه جلوتر رفتم دیدم یک چیز دیگری در کنگره است. در جایگاه‌های مختلفی که خدمت می‌کردم، همیشه فکر می‌کردم دارم یک کاری انجام می‌دهم برای کنگره؛ ولی وقتی برمی‌گشتم به عقب می‌دیدم که نه. در کنگره هر کسی که دارد خدمت می‌کند یا کاری را انجام می‌دهد، اگر فکر کند کاری که انجام می‌دهد برای کنگره است، خیالی بیش نیستچون من حسین اول که وارد کنگره می‌شوم، اول و آخر برای خودم دارم می‌آیم به کنگره و یا اگر در جایگاهی دارم خدمت می‌کنم به خاطر خودم هست. چون می‌خواهم آموزش بگیرم، جهان‌بینی خودم را ببرم بالا؛ و در زندگی این‌ها را به کار بگیرم. و از آنجایی که انسان همیشه فراموشکار بوده است، آقای مهندس چنین دستور جلسه‌ای را در دستور جلسات هفتگی قرار داده‌اند تا ما یادمان نرود از کجا وارد کنگره شدیم و به کجا می‌خواهیم برویم و چه کارهایی باید انجام بدهیم. و زمانی که گفته می‌شود کمک من به کنگره، اگر تفکر بکنیم، می‌بینیم که هر کاری که ما می‌خواهیم برای کنگره انجام بدهیم، یک سرش برمی‌گردد به خودمان. چرا؟ به خاطر این که سیستم کنگره یک سیستمی است برنامه ریزی شده، خودکار و منظم. 

اگر من حسین در کنگره باشم یا نباشم کنگره به راه خودش ادامه می‌دهد. همینطور یک استاد یا نگهبان یا ایجنت اگر نباشد کنگره باز به راه خودش ادامه می‌دهد. اگر بخواهیم مثالی بزنیم، سیستم کائنات و خلقت هم به همین صورت است؛ با برنامه ریزی خاص. طوری برنامه ریزی شده است که انسان‌ها در این سیستم پا گذاشته‌اند برای تکامل خودشان؛ و برای این که به فرمان عقل برسند. و من حسین وقتی که وارد کنگره شدم اول برای درمان اعتیاد بود؛ ولی زمانی که از یک مرحله‌ای رد شدم، دیدم که این مکان، مکان مقدسی است که برای تکامل و کامل شدن خودم است. و هر چه قدر که جلوتر رفتم دیدم که هر کاری می‌کنم، نمی‌توانم کمکی به کنگره بکنم؛ چرا که برمی‌گردد به خودم. و همیشه من اگر بخواهم در جایگاهی خدمت بکنم، و این خدمت کمکی به کنگره است، سخت در اشتباه هستم و از آنجا است که در منیت فرو رفتم. و این من من کردن‌ها است که من را به منیت و مثلث جهالت برمی‌گرداندپس کنگره یک سیستم خودکار، پیشرفته، برنامه ریزی شده و مقدس، و هدفش رهایی انسان‌ها از دام اعتیاد است و تکامل انسان و به فرمان عقل رساندن و تزکیه و پالایش و حرکت در جهت ارزش‌ها و خیلی چیزهایی است که حالا حالا باید در کنگره سفر کرد تا بتوانیم به آنها دست پیدا بکنیم. زمانی که یک سفر اولی وارد لژیون تازه واردین می‌شود، بعد وارد لژیون می‌شود و راهنما انتخاب می‌کند، شروع به سفر می‌کند و بعد رها می‌شود، خدمت می‌گیرد، آموزش می‌گیرد، همه همه به خاطر این است که خودش کامل بشود و یا به خاطر این است که یاد بگیرد چگونه در جامعه زندگی کند. حال اگر ما در کنگره خدمت می‌گیریم، ۹۰ درصدش به خاطر خودمان است، ولی به صورتی حکم یک مکمل و تکمیل کننده را داریم برای کنگره. چرا که اگر به نظام خلقت هستی نگاه بکنیم، می‌بینیم خیلی از چیزها برای انسان مهیا شده است و حکم یک نیروی مکمل را دارد، که بتواند خوب را از بد تشخیص بدهد، تاریکی را از روشنایی تشخیص بدهیم. و اگر در کنگره داریم خدمت می‌کنیم، حکم یک نیروی مکمل را داریم، برای تکمیل کردن خودمان.

دستور جلسه دوم، سومین سال رهایی آقا فرهاد است. به آقا فرهاد تبریک می‌گویم. آقا فرهاد حدود چهار سال پیش آمد در کنگره. و با یک تخریب بالایی وارد لژیون ما شد؛ لژیون آقای اعتباریان. جا دارد که از ایشان تشکر کنم، و یادی کنیم از ایشان که هنوز هستند و دارند خدمت می‌کنند در جایگاه‌های دیگر. اگر بخواهم کمی از آقای اعتباریان صحبت کنم، ایشان از پیشکسوتان کنگره هستند که حدود ۱۴ سال است که در کنگره دارند خدمت می‌کنند. اولین رهایی سیگار اصفهان هستند. حدود ۴ سال پیش آقا فرهاد با تخریب شیشه، شیره، تریاک، قرص و الکل و یک حال خیلی خراب وارد لژیون ما شد. این که می‌گویم ما انسان‌ها فراموشکار هستیم، و الان که صحبت می‌کنم در مورد آقا فرهاد، خودم برمی‌گردم به سفر اول در لژیون. این خیلی خوب است که انسان گذشته‌اش را به یاد بیاورد، برای این که بتواند آینده را بسازد. آقا فرهاد با حال خیلی خرابی وارد کنگره و ناامید بود بود از همه جا، با آن همه تخریب و کنگره را به عنوان یک راه دیگر برای درمان اعتیاد خودش انتخاب کرد و شروع کرد به سفر کردن. وقتی وارد لژیون شد، خیلی انگار یک فرد خاصی بود. چون که تخریب در ایشان بالا بود، نمی‌شد اصلا با ایشان صحبت کرد. زمانی که با ایشان سلام و علیک می‌کردی، فکر می‌کردی الان می‌زند تو گوش‌ات. خوب کسانی که تخریب شیشه یا تریاک و قرص داشته‌اند، می‌دانند که این‌ها چه تخریبی دارند و وسوسه‌های زیادی دارد. آمد در لژیون شروع کرد به سفر کردن و خدا را شکر در ۱-۲ ماه اول مطلب را گرفت و کنگره و متون آموزشی را درک کرد. و حسنی که داشت این بود که منظم می‌آمد و می‌رفت؛ که خوب باید این مسیری که می‌آمد را باید در نظر گرفت. از مبارکه می‌آمد و می‌رفت. همیشه سروقت می‌آمد و تا آخر جلسه هم بود. و خدا را شکر بعد از یک سال مزد زحماتش را گرفت؛ که این نشان دهنده آن خواسته درونی هر انسان است. چرا که خیلی از افراد کنگره در نزدیکی خانه‌‌شان است ولی آن خواسته درونی را ندارند. آقا فرهاد یکی از معجزات کنگره بود که آمد کنگره و رها شد؛ و الان هم الگو شده است. همسفرشان در جایگاه کمک راهنمایی دارند خدمت می‌کنند. و انشاالله خودش هم امسال در امتحان کمک راهنمایی شرکت می‌کند و شال کمک راهنمایی را می‌گیرد. و این دستور جلسه به صورتی ربط پیدا می‌کند به آقا فرهاد؛ که همیشه در این جایگاه‌هایی که بوده و رفته برای تکامل خودش بوده است. خوب قبلا شغل‌اش را از دست داده بود ولی الان خدا را شکر سر کار است. و باز خدا را شکر الان همه چیز برگشته است. چرا؟ چون در کنگره کسانی موفق هستند، که وقت می‌گزارند برای متون آموزشی کنگره، برنامه ریزی دارند روی کارهایشان، ارزش قائل می‌شوند برای کاری که دارند انجام می‌دهند. بهترین‌ها را آرزو می‌کنم برای آقا فرهاد، خانواده محترم‌شان. به این عزیزان و راهنمای همسفرشان تبریک می‌گویم. به آقا مجید تبریک می‌گویم که جایشان خیلی خالی است‌. در راس به آقای مهندس تبریک می‌گویم، و همچنین ایجنت محترم آقا مهدی و به مرزبانان گرامی. خیلی ممنون.

پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 سومین سال رهایی مسافر فرهاد را با شور و شکوه فراوان جشن گرفتیم .
اعلام سفر مسافر فرهاد :


تخریب 30 سال آنتی ایکس مصرفی شیره و شیشه مدت سفر اول 11 ماه نام راهنما آقا مجید اعتباریان روش درمان دی اس تی داروی درمان OT مدت رهایی 3 سال و 46 روز 
در ادامه سفر نیکوتین داشتم تخریب 25 سال مدت سفر 11 ماه نام راهنما آقا مجید اعتباریان روش درمان دی اس تی همراه با نیکوتین خوراکی مدت رهایی 2 سال و 6 ماه 



آروزی مسافر فرهاد : 


آرزوی قلبی من این است که این دوستی ، آرامش و صلح و محبتی که در کنگره هست جهانی بشه و همه مردم جهان از آن بهره مند شوند . 

آرزوی همسفر فرزانه : 


آرزوی من این است که افرادی که به هر دلیل از کنگره دور شده اند دوباره به کنگره وصل شوند و آموزش بگیرند .



سخنان مسافر فرهاد : 

من از گذشته نمیخواهم زیاد صحبت کنم ولی از زمانیکه با کنگره آشنا شدم مطالبی را به یاد می آورم که مایلم برای دوستان بازگو کنم. 

در گذشته هر گاه در مورد ترک اعتیاد من صحبتی میشد معمولا بدون نتیجه بود و با بحث و جدل فراوان با خانواده آن موضوع به پایان میرسید و این مساله تا زمانی طولانی ادامه داشت تا اینکه توسط یکی از بستگانم با کنگره آشنا شدم، ولی هنوز با خودم این فکر را میکردم که مگر میشود تخریب شیشه را نادیده گرفت و امکان ندارد که من بتوانم.... و همیشه یاس و ناامیدی، در زندگی و افکار من موج می زد و زندگی را مانند حبابی میدیدم که هر لحظه ممکن بود نابود شود و دلیل این ناباوری عمیق بنده وجود کسانی در اطرافم بود که هر گاه مواد مخدر خود را ترک کرده بودند، دوباره پس از مدتی شروع به مصرف کرده بودند.

خلاصه پس از مدتی توسط حمایت همسفر عزیزم در یکی از جلسات کنگره 60 شرکت نمودم و در همان روز جهت مشاوره به گروه مرزبانی معرفی شدم، ولی هر آنچه آنها با من صحبت میکردند نه تنها اثری در من نداشت، بلکه دائما حرفهای آنها را بی پایه و اساس می پنداشتم. 

تا اینکه قرار شد با شخصی به نام آقای مجید اعتباریان صحبت کنند، در آن لحظه با خودم گفتم هیچکس حرف مرا نمی فهمد و اینها اصلا حال من را درک نمی کنند، ولی اشکال ندارد.صبر کردم تا ایشان  تشریف بیاورند، در این مدت که منتظر آقای اعتباریان  بودم قرار شد تا در جلسه ی شعبه حضور داشته باشم. از اتفاق آنروز آقای مهدی صدیقی استاد جلسه بودند، زمانی که وارد سالن شدم و حال خوش و رنگ  رخساره اعضاء را دیدم با خودم گفتم اینها اصلا چه میدانند که اعتیاد چیست؟؟

و از درد من چه میدانند و دچار قضاوت های عدیده ای شدم. حتی خیال میکردم که این افراد کسانی هستند که حتی سابقه اعتیاد هم ندارند و.... 

البته تقصیری هم نداشتم زیرا در بیرون از این مکان هر فرد مصرف کننده ای را که می دیدم حتی اگر 10 سال یا بیشتر بود که مواد مخدر خود را ترک کرده بود هنوز آثار تخریب در چهره و رفتارشان به وضوح دیده میشد ولی در کنگره این مساله کاملا بر عکس بود.

تا اینکه گذشت و آقای اعتباریان تشریف آوردند و در نگاه اول شیفته جذبه و وقار ایشان شدم و این اولین جرقه ای بود که باعث شد تصمیم خود را برای سفر کردن در کنگره بگیرم.

در آغاز سفر قرار ما بر این شد که مواد مصرفی خود را به اپیوم (تریاک)خوراکی تغییر بدهم و میزان آن را ثابت کنم ولی از شدت آسیبی که به خودم زده بودم، قادر به تحمل نبودم زمانی که جلسات مقدماتی سپری شد وارد لژیون شدم که با استقبال گرم اعضای لژیون مواجه شدم و آنجا بود که دانستم عشق و محبت چاره سازترین داروی معنوی میباشد.

خلاصه تا دو ماه اول به همین منوال سپری شد و هر روز پیوند عاطفی من و اعضا بیشتر می شد و تا جایی رسید که در افکار خود میپنداشتم امروز باید به کنگره بروم زیرا دوستانم منتظر من هستند.

زمانی که مدتی از سفرم گذشت نگاهی به گذشته انداختم و دیدم که قبل از مصرف کننده شدن از چه موقعیت شغلی و خانوادگی عالی برخوردار بودم ولی به واسطه این مشکل تمام آنها را در گردبادی عظیم در حال نابودی دیدم ولی این مشکلات عدیده نتوانست سد راهی برای آمدن من به کنگره بشود.

با توجه به مسیر طولانی خانه تا کنگره بارها با مشکلات مالی و بعد مسافت مواجه شدم ولی همیاری دوستانم و برادران هم لژیونیم باعث شد تا محکم تر گام بردارم و در ادامه سفر توانستم با تغییر نگرشم به زندگی تمام از دست رفته ها یم را مجددا بدست بیاورم و خانواده ام را به آرامش خوبی برسانم.

حتی فرزند عزیزم که او نیز درگیر مصرف مواد بود با این تغییراتی که در من بوجود آمد ترغیب به درمان شد و هم اکنون یکی از اعضای فعال و قابل احترام این بنیاد مقدس می باشد.،باعث افتخار من و خانواده ام شده است.

در این لحظه با شکوه خداوند متعال را بابت انجام این عمل عظیم شکر میگویم و از همسفر محترم خودم و همسفر محترم پسرم تقدیر و تشکر فراوان دارم، از استاد عزیزم آقای اعتباریان کمال تشکر و قدردانی را دارم. 

پیامی هم برای دوستان سفر اولی دارم:که هر گاه وسوسه مصرف مواد مخدر به سراغمان آمد با مشعل علم و آگاهی که در دست دارید آن را از خود دور کنید و به یاد داشته باشید که دیگر شما یک مصرف کننده نیستید و هرگز نخواهید شد و همیشه پیرو و فرمانبردار دروس کنگره باشید.
سخنان کمک راهنما همسفر سارا :


باردگر بنده شویم ، نقطة تابنده شویم         
                                                       وصـل بـر این دایرة رحمت گردنده شویم
بازشتابنده شویم ، قدرت درنده شویم         
                                                       ذرة بـی‌نـور و شعـف ، پـرتو كاونده شویم 
باردگر زنده شویم ، شوروشرر،خنده ‌شویم     
                                                       قـطرة حیران به سراب ، موج شكافنده شویم
حاصل صد دست شویم ، باردگر مست شویم   
                                                       دانـة افتـاده بـه خـاك ، میـوة بالنـده شویم

غرش كوبنده شویم ، آتش سوزنده شویم   
                                                        شـمع خرامیـده زِبـاد ، شعـله پاشنـده شویم
صاعقه برنده شویم ، رحمت بارنده شویم       
                                                       ساقـة خشكیـده چـنین ، ریشـة پوینده شویم
باردگر ژرف شویم ، دشت پر از برف شویم    
                                                        درة پوشیـده زِخـس ، قـلة پـاینـده شـویـم
نغمه نوازنده شویم ، آیت سرزنده شویم     
                                                     خش‌خش این برگ خزان ، صوت برازنده شویم
خارج از این ترس شویم ، رهرو سرمست شویم 
                                                      جمله‌ای از كنگره ، مأمن سـازنـده شـویـم

خیلی  خوشحالم و خدا رو شاکرم که من هم قطره ای از این اقیانوس بیکران محبت هستم.کنگره۶۰ مأمن عشق ومحبت٬رشد٬تکامل٬سازندگی و تعالی انسانهاست مأمنی که باعث شد منه سارا خودم را پیدا کنم و لازمه  پیدا کردن خود ، 14 وادی است که آقای مهندس در کتاب عشق در اختیار ما قرار داده است .کنگره مثلث های زیبا و زیادی رو برای ما ترسیم کرده که برای بهتر زندگی کردن ماست مانند جسم ، روان و جهان بینی یا معرفت عدالت ، عمل سالم یا عقل ، عشق و ایمان و ...  اگر فرزانه عزیز به آرامش و حال خوش رسیده بدون بها و سختی بدست نیاورده٬ایشون با صبر واستقامت خودشون باعث شدن مسافرشون به رهایی برسه.تمام فعالیتها و خدماتشون باعث شد به این جایگاه برسند و شال کمک راهنمایی را دریافت نمایند.
سومین سال رهایی مسافر فرهاد رو به خودشون٬همسفرشون ، فرزندان عزیزشون و در رأس به آقای مهندس٬خانم آنی٬راهنمای گرامیشون آقای اعتباریان و همه عزیزانی که درکنگره خدمت می نمایند تبریک عرض می نمایم .
از ایجنت محترم آقا مهدی ، اسیستنت محترم سرکار خانم مهین ، مرزبانان گروه خانواده و همچنین مرزبانان گروه مسافران تشکر می کنم که این جشن ها و مراسم ها را به این زیبایی برگزار می نمایند .
همچون ستارگان بدرخشید و انوارتان حیات بخش باد .
سخنان همسفر فرزانه :


المنة لله که در میکده باز است   زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی   وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم  با دوست بگوییم که او محرم راز است

پیام کنگره توسط یک عزیزی به ما رسید.با اینکه همه جا بدنبال راهی برای نجات خانواده و همسفر عزیزم از اهریمن اعتیاد بودم ولی تا به حال اسم کنگره رو نشنیده بودم.با اون شخص که صحبت میکردم فکر کردم بعد از رفتن به کمپ به این تعادل٬آرامش و حال خوب رسیده اند ولی ایشون گفتند هفت بار کمپ رفتم ولی نتیجه نگرفتم اما یجایی هست به نام کنگره ۶۰ و شما هم باید برید.زمانی که آمدم روز جلسه مسافران آقا بود٬دیدم همه سفید پوشیده اند و خیلی مرتب هستند تعجب کردم.زمانی که آقای اعتباریان زخمهای فرهاد رو دیدند خیلی متأثر شدند و بعدها گفتند فکر نمیکردم با اینهمه تخریب رها شود و خداروشکر مسافرم سفر خیلی خوبی داشت. عاشق کنگره شد . مرتب سی دی ها رو گوش می داد و می نوشت و در جلسه مشارکت می کرد و انرژی می گرفت . دستورجلسه  این هفته کمک کنگره به  من و خدمت من به کنگره است که به نظر من خدمت من به کنگره باز هم کمک کنگره است به من و امثال من چون ما برای کنگره هیچ کاری نتوانستیم بکنیم 
ز دست کوته خود زیر بارم  که از بالابلندان شرمسارم

ولی امیدوارم در ادامه خودم٬دخترم٬پسرم و فرزندانم بیایند و در کنگره و آکادمی خدمت کنند .
در پایان از آقای مهندس٬خانم آنی٬آقای امین٬خانم شانی٬خانم کماندار٬دیدبانان٬ایجنت ها و آقای اعتباریان و همه دوستان و یاران و اعضای کنگره ۶۰ کمال تشکر را دارم


























تهیه تصاویر : مسافر مجتبی ( لژیون 4 )

تهیه متن گزارش : همسفر محمد جواد ، مسافر مرتضی ( لژیون 12 ) ، مسافر مهدی ( لژیون 23)

ویرایش و تنظیم : مسافر محمد جعفر ( لژیون 4 )




طبقه بندی: گزارش جلسات عمومی،  تولدها، 
برچسب ها: کنگره 60 درمان اعتیاد،  
[ یکشنبه 23 دی 1397 ] [ 06:33 ب.ظ ] [ مسافر سید مصطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ



*****
وبلاگ آتیه سبز : این وبلاگ در مورد مطالعات من در مورد درمان اعتیاد در کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیاد به مواد مخدر درمان و رها بشوند ، آغاز بکار نموده است.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب