آتــیـــــــــه سبــــــــــز
وبلاگ مسافر سید مصطفی جعفری(کنگره60 ،درمان اعتیاد ) 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید
چت باکس


به نام اولین عاشق که اوست

روز پنج‌شنبه 96/9/16 جلسه چهاردهم  از دور چهاردهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانیمسافر بهزاد٬ دبیری مسافر محمدرضا و استادی دیده بان محترم مسافر مجید سلامی  با دستور جلسه اول:«بنیان» و دستور جلسه دوم:«جشن سومین سال رهایی مسافر محمد» راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

الان که ما روی این صندلی ها و زیر این سقف در کمال آرامش و آسایش نشسته ایم نتیجه

زحمت ها وتلاش  بی وقفه آقای مهندس و خانواده ایشان بوده است.

امروز که وارد نمایندگی شیخ بهایی شدم  یک حس و حال خاصی به من دست داد و یاد آن روزی افتادم که اینجا آمدیم برای خرید، اصلا فکر نمی کردیم اینجا را بخریم و تبدیل به نمایندگی شود .

 امروز که از درب وارد شدم یک حس صمیمی و خوشایند داشتم ، ملک هایی که مال کنگره باشد حکم خانه پدری را برای ما دارد و احساس امنیت و آرامش خاصی داریم و امیدوارم این خانه پدری بالای سر همه اعضای شعبه باشد. 

قبل از شروع صحبت هایم سومین سال رهایی مسافر محمد را تبریک عرض می کنم و از راهنمای عزیزشان حسین آقا عذر خواهی می کنم به دلیل اینکه استادی امروزشان را در اختیار من گذاشتند.

هجده سال است که من شاهد این تلاش ها و زحمات بی وقفه آقای مهندس بوده ام، می بینم که ایشان هر روز از ساعت ۶صبح و روزهای که به استخر می روند حدود ۷ صبح تا حدود ۶ عصر در نمایندگی آکادمی حضور دارند. اما در اوایل کنگره تا ساعت ۹شب در کنگره حضور داشتند.

 الان بیستمین سالگرد کنگره است، و  سال ها هم قبل از آن برنامه ریزی و طراحی کنگره بوده است، همانطور که در کتاب ها مطالعه میکنید هر اتفاقی که در کنگره ۶۰ می افتد قبل از شروع کنگره در مورد آن پایه گذاری شده و توضیح داده شده است و بعضی از این کارها انجام شده یا در حال انجام شدن است و خیلی از آنها باید انجام شود.

من این روز عزیز را به آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک عرض میکنم و از خانواده ایشان که پدرشان را در اختیار ما گذاشتند کمال تشکر را دارم.

 دو یا سه سالی است که می بینم آقای مهندس در تعطیلات کنگره به مسافرت می روند و قبل از آن آقای مهندس تمام روزها را در کنگره بودند حتی جمعه ها را به پارک میرفتند و الان که  ما روی این صندلی ها و زیر این سقف در کمال آرامش و آسایش نشسته ایم نتیجه زحمت ها و تلاش بی وقفه ایشان و خانواده شان بوده است.

همانطور که میدانید هر موسسه ای برای اینکه بتواند پا برجا بماند به ۳ پارامتر نیاز دارد :

1: علم ودانش

 2:نیروی متخصص

 3: منابع مالی

 و اگر می بینید در کنگره کار به خوبی انجام میگردد مربوط به این است که در سال ۷۹  که من به کنگره اومدم خود آقای مهندس نیروی متخصص بودند چون یک راهنما داشتیم که خودشان به صورت دی اس تی درمان شده بودند .

 سرمایه هم مربوط به خود آقای مهندس بود که من خودم شاهد بودم چند قطعه زمین و کارخانه ای که در ایران شهر داشتند را فروختند و هزینه کردند تا کنگره به حرکت در آید.

 علم کنگره هم اختصاصی مربوط به خودشان می باشد و این که ما الان در این جمع کمک میکنیم که این مثلث کامل شود قبلا آقای مهندس به تنهایی این کار را انجام میدادند.

دیروز که در خدمت آقای مهندس بودیم ، آقای مهندس تعریف کردند که در اوایل شروع کنگره  ما در میدان انقلاب بودیم و در نمایندگی آکادمی فقط دوشنبه ها جلسه داشتیم و آن روزی که خیلی شلوغ میشد حدودا سی نفر بودیم و با سختی و دست تنگی بسیار حرکت کردیم .

در پیام تولد 9 سال رهایی من، آقای مهندس گفتند:یادش بخیر آن روزی که پنیر را با نخ قرقره خرد میکردیم.

و علت آن هم این بود که چون منابع مالی ما کم بود سعی میکردیم از داشته هامون به نحو احسنت استفاده کنیم .

از سال هشتاد و یک به بعد این روند رو به بهبودی رفت و اطلاع رسانی ها بهتر شد و رو به جلو حرکت کردیم و آزمون کمک راهنمایی برگزار شد.

 چند راهنما بودیم و زیر نظر آقای مهندس بودیم و خود من در آن زمان سقوط آزاد بودم ولی الان این مسئله غیر قابل قبول است و یک راهنما موقعی میتواند راهنمایی کند که یک حرکتی را خودش تجربه کرده باشد و ما همه بعد سفر کردیم و قطع مصرف کردیم و ما الان بعد از بیست سال شاهد هستیم  که در بیست و دو استان کشور نمایندگی داریم که دارای پنجاه شعبه و پنجاه هزار عضو هستند که سالانه حدود چهار هزار رهایی داریم. قبلا هر چند ماه یک تولد داشتیم ولی الان هر هفته شاهد یک یا حتی در بعضی مواقع دو تولد در هر شعبه می باشیم و این آرامش و آسایش را مدیون بنیانگذار کنگره آقای مهندس دژاکام می باشیم.

دقت ایشان در بنیانگذاری کنگره باعث شده که در بین هفت هزار و پانصد انجیو که در کشور در حوضه مواد مخدر فعالیت دارند بین انجیو ها برترین باشیم . بیشتر این انجیو ها بعد از یک سال الی دو سال از هم پاشیده می شوند و فقط نام آن ها می ماند اما  در کنگره 60 هر سالی که گذشت سرعت و کیفیت ما بیشتر و بهتر شد و حتی در خارج از کشور و کل دنیا در حوضه درمان و ریکاوری بهترین و قابل قبول ترین روش، روش کنگره می باشد.

در اوایل کنگره بود ، ما فقط دو شعبه داشتیم ، یک روز  با آقای مهندس در حیاط نشسته بودیم و فردی با ما سلام کرد و رفت ، آقای مهندس پرسیدند که آیا این فرد را می شناسید ؟ گفتم نه اینقدر شلوغ شده که همه  افراد را نمیشناسم ، ایشان خندیدند وگفتند روزی می رسد که اینقدر شعبه های ما زیاد شود که حتی من و شما حتی به آنها سر هم نزدیم و همه به طور منظم و دقیق کارشان را انجام میدهند.

 الان دقیقا همان موقع می باشد که شعبه هایی وجود دارد که من به آن جا نرفته ام ولی در حال کار می باشند و رو به گسترش هستند.

و نظر آقای مهندس به جهانی شدن کنگره در آینده نزدیک می باشد و همانطور که همه صحبت های ایشان درست بوده  این مسئله هم در آینده نزدیک اتفاق می افتد و ما شاهد جهانی شدن کنگره میباشیم.

در ادامه کمک راهنما محترم مسافر حسین  مشارکت کردند:

من هم بیستمین سال رهایی بنیان کنگره 60 را خدمت ایشان و خانواده محترمشان و همه اعضاء کنگره 60 تبریک عرض مینمایم و فقط به این جمله اکتفا میکنم که اگر کنگره 60 نبود من و امثال من در چه شرایطی و کجا بودیم؟

دستور جلسه دوم و تولد سومین سال کمک راهنما مسافر محمد:

محمد از نخستین رهجوهایی بود که وارد لژیون من در شعبه سلمان فارسی شد و از روزهای اول محمدیادم است که با پای شکسته می آمد و چهارپایه ای جلویش بود و مجبور بود پایش را روی آن بگزارد و سر لژیون بنشیند و من با خودم میگفتم که محمدرضا با تخریب زیاد شیره و این شرایط جسمی متحمل چه عذابی است و آیا واقعا تلاشش به نتیجه میرسد؟

محمداز رهجوهایی بود که با پای شکسته غیبتی نداشت و مداوم در لژیون حضور داشت و از همان سفر اول خدمت را با دبیری و کارهای دیگر شروع کرد و با سفری استاندارد، به موقع و در زمان مطلوب به رهایی رسید و در سفر دوم خدمت کردنش وسیع تر و شکوفا شد.

محمد اولین رهجوی لژیون بود که بعد از رهایی ایستاد، خدمت کرد و در پی بازپرداخت بدهی اش برآمد و در قسمت اوتی مشغول شد و مطالعات کافی و مطلوبی روی متون کنگره داشت و در امتحان کمک راهنمایی قبول شد و در شعبه شیخ بهایی مشغول به خدمت کمک راهنمایی شده است و با شناختی که از او دارم میدانم که در این مرحله نیز موفق خواهد بود.

بسیار خوشحالم که تولد محمد با حضور دیده بان محترم آقای مجید سلامی شور و شعف خاصی گرفت و سومین سال رهاییش را به همه اعضاء کنگره 60، محمد و خانواده عزیزش، آقای مجید سلامی و جناب مهندس عزیز تبریک میگویم.

 پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و همسفران و قرائت آوای کنگره سومین سالروز رهایی مسافر محمد را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم: 

اعلام سفر مسافر محمد:

آنتی ایکس مصرفی:شیره - روش درمان: دی اس تی همراه با شربت اوتی- مدت سفر: ۱3 ماه  - نام راهنما: آقای حسین – مدت رهایی: سه سال و چند روز

آرزوی مسافر محمد: 

آرزو میکنم که تمام بچه های سفر اولی به این جایگاه برسند.

سخنان مسافر محمد:

خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم و خیلی خوشحالم که تولدم مصادف شد با تشریف فرمایی آقای مجید سلامی و بیستمین سال تولد بنیانگذار کنگره. 

معمولا دوستان از دوران تخریب تعریف  میکنند ولی من از دوران بعد از تخریب صحبت میکنم من زمانی که کتاب شصت درجه به دستم رسید و روش تیپر کردن آقای مهندس را خواندم شروع کردم به کم کردن مواد مصرفی و کمی که حالم بهتر شد ، با کمک برادرم که زودتر از من به کنگره آمده و داستان من با کنگره شروع شد.

خیلی زود مطالب کنگره را یاد گرفتم و فهمیدم که این مکان واقعا مقدس است چیزهایی یاد می گیریم که درمان اعتیاد و ترک مواد مخدر یک مسئله کوچک و پیش پا افتاده ای میباشد.

در کتاب شصت درجه مطلبی است که برایتان میخوانم :

 آیا میتوان به آن درجه از ارتقاء رسید که هیچ موضوعی بطور مشکل مطرح نشود ؟ و جواب آن این بود: با تفکر و بی تفکر بود.

 که من بی تفکر را انتخاب کردم و بدون اینکه دنبال دلیل باشم خودم را در راه و مسائل کنگره غرق کردم و روز به روز تلاش کردم و اواخر سفرم فهمیدم و گفتم عده زیادی برای من زحمت کشیدند و به من  کمک کردند تا من به رهایی رسیدم و وظیفه خودم دانستم که من هم خدمت کنم و خدمت در کنگره را شروع کردم.

تا اینکه به  امتحانات کمک راهنمایی  نزدیک می شدیم ، امتحان دادم و به لطف خدا قبول شدم و به جایگاه کمک راهنمایی که رسیدم ، داستان زندگیم عوض شد که در این راه خیلی از دوستان به من کمک کردند که از این دوستان کمال تشکر را دارم. 

از کمک راهنما  همسفر خانم زهرا خیلی تشکر میکنم که خیلی خوب همسفر مرا آموزش دادند و چند ماهی که همسفر من به کنگره آمدند خیلی از ایشان آموزش گرفتند، از راهنمای خودم حسین آقا و از برادرم که من را با کنگره آشنا کردند تشکر میکنم.

 از رهجویانم و  همه برادر لژیونی هایم و همه دوستانم کمال تشکر را دارم و امیدوارم این آموزش ها که از رفتار و منش دوستان یاد گرفتم را بتوانم جبران کنم و به افراد دیگر انتقال دهم. 

در پایان هم خاطره ای از اولین رهایی که داشتم برای شما عزیزان تعریف می کنم :در راه تهران بودیم ، در راه ایستادیم تا نماز بخوانیم که رهجو من از پله ای افتاد و پایش شکست و با خواست خودش به تهران رفتیم  وبا مشکلات زیادی که پیش آمد نزد  آقای مهندس رفتیم و رهایی اولین رهجو را گرفتیم ، سفر خاطره انگیزی بود ولی امیدوارم این اتفاقات برای هیچ کسی نیفتد. 

همچنین در این جلسه انتخابات نگهبانی روزهای پنج شنبه برگزار گردید.

 


پس از شمارش آرا مسافر علی  با اخذ اکثریت آرا برای 14 جلسه نگهبانی روز های پنج شنبه انتخاب گردید

 

ضمن خدا قوت خدمت مسافر بهزاد نگهبان دوره قبل و دبیران محترمشان برای مسافر علی موفقیت در امر  آموزش و خدمت را در این جایگاه ارزومندیم. 

 

تایپ:مسافر مجید ، مسافر سالار

عکاس : مسافر حمید ، مسافر حسین




طبقه بندی: گزارش جلسات عمومی، 
[ جمعه 17 آذر 1396 ] [ 06:25 ب.ظ ] [ مسافر سید مصطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ



*****
وبلاگ آتیه سبز : این وبلاگ در مورد مطالعات من در مورد درمان اعتیاد در کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیاد به مواد مخدر درمان و رها بشوند ، آغاز بکار نموده است.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب