آتــیـــــــــه سبــــــــــز
وبلاگ مسافر سید مصطفی جعفری(کنگره60 ،درمان اعتیاد ) 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید
چت باکس


نوشتار وادی چهارم


به ادامه مطلب مراجعه کنید..

وادی یا راه چهارم :

در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن ، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن .

 

در این وادی ما با مطالب پر اهمیت و سرنوشت سازی مواجه می شویم، چون قدر مسلم برداشت و نگرش ما از نیروی مافوق یا نیروی نظام دهنده كل هستی یا خداوند ویا هرچه ما تصور می كنیم درست و ناصواب بوده است . به دلیل آنكه اگر ما آن نیرو را می شناختیم هرگز اینگونه رفتار نمی كردیم و زندگی خود را با اعتیاد به طرف نابودی سوق نمی دادیم .

اكنون كه می خواهیم این نیروی مافوق را بشناسیم و به آن متكی باشیم بهتر و شایسته است شناختی واقعی به آن پیدا نمائیم چون ما اكثراً انسانهای افراطی بوده ایم و بدون تفكر و اغلب احساسی یك مسئله را مردود میدانیم و چشم بسته آنرا رد می كنیم و یا احساسی و چشم بسته آنرا می پذیریم و این مسئله همیشه برای ما مشكل ایجاد می نماید .

این نیروی مافوق و نظام دهنده هستی آنقدر عظیم و بزرگ است كه اكثراً ما آنرا در خود احساس میكنیم و برای شناخت بهتر آن بایستی اول نگاهی به درون خود بیاندازیم . چون اگر روزی بتوانیم خود را بشناسیم بدون تردید آن نیرو را خواهیم شناخت آنگاه ما دیگر نمیتوانیم انسانی مثل دوران اعتیاد خود باشیم . بنابراین دراین وادی سعی خواهیم كرد خودمان یا انسان را تا حدودی بشكافیم .

 شكافتن هسته انسان

هسته دو معنی دارد : یكی هسته خود جسم و دوم هسته خارجی كه همان بقایائی است كه از جسم خاكی بصورت انرژی درمی آید و به راه و مكانهای تعیین شده سفر می كند . ما اگر در بعد جسمی به درون خود بنگریم و تمامی آنرا خوب از لحاظ امور علمی بشكافیم ، بدون مانع می توانیم به مركزیت آن كه انرژی هستی است توجه كنیم . مگر در صورتی كه فقط دنبال مال ویا مقام و یا مـواد باشیــم ( یا نشئه و یا خمار و همیشه خراب ) و این اصلاً با تفكر انسان واقعی سازگار نیست .

درصورت دوم ، یعنی توجه به انرژی ها ، هر آنچه باقی می ماند به جهانهای دیگر پی خواهیم برد و به كمك عقل خواهیم توانست به مجهولات بعد جسمی خود و به هسته خارج از جسم پی ببریم .

در خارج از جسم ، دیگر یك جهان نیست بلكه با فكر خویش میتوانیم همه جهان ها را كماكان از نظر خود بگذرانیـم و این واقعــه بــرای دیدگان مطیعِ نیروی مافوق به عینه اتفاق میافتد .

سایر مخلوقات از این موهبت چندان بهره ای نمی برند و هر انسانی برای دست یافتن به این مراحل بایستی لطف الهی همراهش باشد و باید تزكیه و پاكسازی را از خود آغاز نماید واین عمل ساده نیست.

هستی در جهانهای مختلف به قدری متنوع است كه به تصور در نمیاید به همین علت دور از باورهاست . ما هنوز ذره ای از آن را لمس ننموده ایم . بنابراین در این وادی ما سعی میكنیم به شناخت خویش و خویش خویشتن بپردازیم . برای شناخت انسان ، اجزاء و یا سیستمهائی را مشاهده میكنیم كه برای ما قابل رؤیت هستند و به آنها صور آشكار انسان میگوئیم و از اصطلاحات زیر استفاده میكنیـم

 صور آشكار انسان = جسم = شهر = درون = كالبد اول

 

اجزاء صور آشكار انسان :

 اگر بخواهیم چند نمونه را بگوئیم عبارتند از : مغز ، قلب ، كلیه ، دست و پا و پنج حس ظاهر كه كوچكترین هسته تشكیل آنها سلول میباشد یا هزاران سیستمهای پیچیده كه ما حتی از درك بعضی از آنها عاجز میباشیم .

 بعضی از سیستمهای آشكار جسم دراثر استفاده از مواد مخدر و یا الكل از كار میافتند و یا منهدم می شوند مانند سیستم ضد درد بدن انسان و سیستمهای تولید كننده مواد شبه افیونی . تا كنون از نظر علمی مشخص شده كه در بدن انسان بطور طبیعی 12 ماده شبه افیونی تولید می شود مثل : خانواده اندروفین ها و انكفالین ها . نظر باینكه تحقیقات و مطالعات علـمی در كتب مختلف وجود دارد به شرح آن نمی پردازیم و موضوع را روی سیستمهای پنهان یا هسته خارج از جسم ادامه میدهیم .

 صور پنهان انسان = روان = وجود = برون = كالبد دوم

 

اجزاء صور پنهان انسان :

همانگونه كه جسم انسان یا كالبد اول از اجزاء اصلی و اساسی مختلفی تشكیل گردیده است در صور پنهان هم مسئله به همین صورت می باشد این اجزاء عبارتند از : نفس ، حس خارج از جسم ، عقل ، روح ، جسم مجازی ، آرشیو … در این مرحله ما فعلاً به تعریف نفس می پردازیم و سعی می كنیم مفهومی از آن را ارائه دهیم .

 

نفس

قسمت اصلی یا اساسی در یك موجود می باشد كه تعیین موجودیت میكند در ظاهر و در باطن . این نفس خواسته هائی دارد كه شامل كلیه خواسته های معقول و غیرمعقول انسان است ویا خواسته های معقول و غیرمعقول جسم و روح انسان ( روح به معنای عامیانه ) میباشد . موقعی كه هرموجود خواسته هایش به مرحله تعادل و میانه رسید وارد مرحله انسانی می شود . بعبارت دیگر یك حیوان خواسته هائی دارد كه غریزی وحیوانی است و از مفهـوم تعقــل مثل یك انسان برخوردار نیســت .

وقتی كه به مرحله انسانی پا گذاشت خود ، مختار است كه انتخاب نماید یا فسق و فجور را انتخاب می كند و یا تقوی و ارزشها را . كلیه انسانها بایستی مراحل ضد ارزشها را به گونه های مختلف تجربه نمایند به عبارتی تمامی انسانها در دوزخ قرار میگیرند و بایستی از آن خارج شوند.

 

مرحله نفس اماره :

 اولین مرحله ای كه یك انسان در وادی انسانی تجربه میكند نفسی است كه به خواسته های غیرمعقول خود می پردازد و هیچ نگران كارهای ضـد ارزشی كه انجام میدهد نیست . بعبارتی كار خلاف انجام می دهد و از خلاف خود خوشحال است . به این مرحله از نفس ، نفس اغوا كننده یا فریب دهنده یا وادار كننده و یا نفس اماره میگویند . امكان دارد انسان در این مرحله آنقدر غرق شود كه خدا میداند و بس . تا روزی متوجه عمل زشت خود بشود و سرش به سنگ بخورد تا متوجه شود هر عملی كه انجام می دهد در نظام هستی بایستی پاسخگوی آن باشد .

 این جهان كوه است و فعل ما ندا                       باز آید این نداهــا را صــدا

 كسی كه در مرحله نفس اماره است دروغ میگوید و ناراحت نیست . مال مردم را بالا میكشد و ناراحت نیست . حق و حقوق خود وخانواده و فرزند و همسر و همه را زیر پا لگد مال میكند و نگران نیست . آدم میكشد عین خیالش نیست . انواع جنایتها را میكند و به خیال خودش خیلی زرنگ است . این شخص قطعاً خودش را درون دوزخ زندانی كرده است . به عبارت دیگر جهنمی را برای خودش میسازد و همه روزه ، در همین دنیا در آنست . كسی هم كه مواد مخدر استفاده میكند و به مرحله اعتیاد پیشرفته میرسد او هم بــه گونه ای دیگر دوزخی برای خودش درست كرده است . اصولاً دوزخ امری جاری و برای هر فرد در جریان است . هم در این جهان و هـم در جهان های دیگر ادامه دار میباشد و برای دوستانی كه در این مرحله قرار میگیرند هیچ كس جهت ترك اعتیاد آنها كاری نمیتواند انجام دهد مگر اینكه از این مرحله خارج شوند یعنی ترك مرحله نفس امر كننده .

 

مرحله نفس سرزنش كننده :

در این مرحله كه شخص از نفس واداركننده یا دستور دهنده یا اماره خارج شد وارد نفس سرزنش كننده ویا لوامه میشود . در این مرحله انسان، كارخلاف انجام میدهد ولی خودش را سرزنش میكند و پشیمان میشود.

اكثر دوستانی كه دراینجا جمع شده ایم خوشبختانه وارد این مرحله از نفس شده ایم . چون از مصرف مواد مخدر و كار غیر معقولی كه انجام میدهیم پشیمان هستیم و آماده ایم كه خود را اصلاح نمائیم و از ضد ارزشها كه یكی از آنها اعتیاد است فاصله بگیریم .

ورود به این مرحله سكوی پرتابی است بطرف تكامل و انسانی معقول شدن و كار معقول انجام دادن . امیدواریم بتوانیم از این مرحله عبور كنیم و هرخواسته ای كه غیر معقول است از تفكر، اندیشه ، عمل و برنامه زندگی خود حذف نمائیم .

 

مرحله نفس مطمئنه :

نفسی كه كاملاً قابل اطمینـان است . در این مرحلــه ، انسـان هیــچ كــارغیرمعقولی انجام نمیدهد نه در ظاهر و نه در باطن . برای مثال منظور از باطن این است كه اگر در خواب هم مواد مخدر دید كه كاملا در اختیارش قرار دارد مصرف نمیكند . این آخرین مرحله تكامل نفس میباشد و اگر هر كدام از ما بتوانیم به این مرحله از نفس پا بگذاریم حساب خود را با مواد مخدر برای همیشه حل كرده ایم .

البته ما قادر نخواهیم بود كه چون مواد مخدر را قطع كرده ایم وارد این مرحله شویم بلكه بایستی درتمام سطح زندگی از كارهای غیر معقولِ خود دست برداریم . آنوقت می توانیم وارد بهشت نیروی مافوق گردیم . نیروی مافوق بهشت های گوناگونی دارد ولی فقط گروهی كه به نفس مطمئنه پا گذاشتند حق دارند وارد بهشتِ خاصِ او شوند . در این مرحله هیچكس به انسان سخن لغو و بیهوده نمی گوید به عبارتی ما كارهای بیهوده و غیرمعقول و ضد ارزش انجام نخواهیم داد بنابراین هیچكس نمیگوید بالای چشمت ابروست و همیشه آسوده خاطر خواهیم بود وهمه جز سلام و علیك با ما خرده حسابی ندارند و این مسئله در هر دو جهان صادق است .

»در این مرحله انسان كانالی میشود برای اجرای فرامین نیروی مافوق»

نتیجه ای كه ازاین وادی میگیریم این است : درتمام مراحل ما سعی و كوششِ لازم را برای رسیدن به اهداف به انجام میرسانیم و نیروی مافوق ما را یاری و هدایت خواهد نمود . به عبارتی از ما حركت و از خدا بركت . این نكته را میدانیم كه فردی كه در مرحله نفس دستور دهنده یا لوامه قرار دارد و مرتب به فرامین و دستورات غیرمعقول و ضدارزش نفسِ خود عمل میكند و خواسته های او را به اجرا میگذارد اگر صبح تا شب هم دعا كند كه خداوند نواقص او را برطرف كند درست مثل اینست كه راهنمای اتومبیـل خودرا برای گــردش بــه راست روشن میكند ولی به سمت چپ می پیچد در حقیقت با این عمل سر خود را شیره می مالد و مسئولیت خودرا بر گردن نیروی مافوق می اندازد و صبح تا شب هم طلبكار است كه چرا نیروی مافوق مسائل اورا حل نمیكند ؟ درصورتیكه ما میدانیم ، نیروی مافوق به انسان اختیار داده و مسئولیت عبور از مرحله نفس اماره را بعهده انسان گذاشته تا طی طریق نماید تا به آرامی به فرمان عقل نزدیك شود .

اگر ما مرتب دلمان بخواهد بطرف ضدارزش ها برویم ولی از نیروی مافوق بخواهیم همه مسائل مارا در جهت ارزشها حل كند و حاضر نباشیم هیچ قدمی برای رسیدن به ارزش ها برداریم ، كورخوانده ایم واین فقط یك ترفند است كه با این حركت مسئولیتی را كه به ما اعطاء شده میخواهیم به خودِ نیروی مافوق برگردانیم .

 

این قانون پذیرش مسئولیت و واگذاركردن اختیار به انسان درتمام مراحل زندگی انسان و تمام مراحل تكامل نفس مثل اماره ، لوامه ، مطمئنه نیز صادق میباشد . بنابراین میگوئیم در مسائل حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خود میباشد و در این مقوله تكلیف معلوم نیست كه چه كسی باید به فرمان عقل برسد . آدمی یا الهی ! براستی منظور نیروی مافوق كه خود فرمانروای مطلق است از فرستادن ما به پائین ترین نقطه خلقت ، غیر از این است كه بایستی انسان خودش با داشتن اختیار و پذیرش مسئولیت به بالاترین نقطه تكامل برسد ؟ البته این را نیز میدانیم كه هروقت نیروی مافوق را صدا بزنیم مارا یاری و هدایت خواهد نمود مشروط بر این كه ما نیز در جهت خواستِ مثبتِ خود قدمی برداریم . به سخن دیگر فرض كنیم در یك لحظه سیم ما به نیرویِ مافوق وصل شود . شایسته است كه برای حفظ این اتصال به طرف مبداء سیم حركت كنیم و طبیعی است اگر درجهت خلاف مبداء حركت كنیم سیم پاره خواهد شد . (البته نیروی مافوق از رگ گردن هم به ما نزدیكتر است و این موضوع فقط به عنوان یك مثال گفته شد )

 

پایان وادی چهارم




طبقه بندی: دستور جلسات هفتگی، 
[ چهارشنبه 29 آذر 1396 ] [ 10:09 ق.ظ ] [ مسافر سید مصطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ



*****
وبلاگ آتیه سبز : این وبلاگ در مورد مطالعات من در مورد درمان اعتیاد در کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیاد به مواد مخدر درمان و رها بشوند ، آغاز بکار نموده است.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب