تبلیغات
آتــیـــــــــه سبــــــــــز

آتــیـــــــــه سبــــــــــز
وبلاگ مسافر سید مصطفی جعفری(کنگره60 ،درمان اعتیاد ) 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید
چت باکس


سومین جلسه از دوره شصت و یکم کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه کمک کنگره به من و خدمت من به کنگره در روز چهارشنبه 96/10/13 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری همسفر فهیمه راس ساعت 09:45 آغاز به کار نمود.


همه ی ما در کنگره بایستی کار کنیم و خوشبختانه به بهترین نحو ممکن کار می کنیم، ما در سراسر

 کنگره، یک آبدارچی و مستخدم نداریم. همه ی اعضای کنگره و لژیون های خدمتگزار، هم

 آبدارچی می شوند، هم مستخدم...


دوستان حسین هستم یک مسافر.

جای بسیار خوشحالی دارد که در سال 2016 (امروز سوم ژانویه می باشد) ما 4024 نفر رهایی موادمخدر داشتیم، رقم بسیار خوبی است. به طور میانگین یعنی در هفته 80نفر رهایی داشته ایم. در خارج از اینجا، 400نفر را می گیرند و در یک جا جمع می کنند، با هزینه های سنگین و بعد از اینکه آنها را رها می کنند، دوباره به اعتیاد برگشت می خورند. انجام این کار هزینه های بسیار سنگینی برای دولت دارد و ما اگر می خواستیم این هزینه را از دولت بگیریم، نزدیک به چهار میلیارد می توانستیم دریافت کنیم.

تعداد رهایی های سیگار در 2016 ، به تعداد 863نفر رسید. من از وضعیت سیگار در کنگره 60 بسیار راضی هستم، وضعیت خیلی خوب شده است. سیگار به طور کلی یک مسئله ضدارزشی است و ما توانسته ایم در سال گذشته 863نفر را از نظر سیگار به رهایی برسانیم. ما یک مقداری هم زور چاشنی این قضیه کردیم و خیلی موفق بودیم. باز هم افرادی را داشتیم که به صورت مخفیانه سیگار می کشند، حتی دو نفر دیده بان داشتیم که سیگار مخفیانه می کشیدند، البته الآن نمی کشند. راهنما هم داشتیم که سیگار می کشیدند و این سیگار کشیدن برای آنها واقعاً عذاب آور بود، چون بوی سیگار از بوی تریاک هم بدتر است. خیلی کم و نادر هستند، کسانی که سیگار می کشند. حالا من خواستم دومرتبه یک فرصت دیگر برای اولین بار و آخرین بار بدهم . از همین حالا، به مدت 10 ماه، این افراد وارد لژیون های ویلیام بشوند و یک راهنما انتخاب کنند و خودشان را درمان کنند. من دیگر هیچ شخصی را نمی پذیرم که سیگار بکشد، اگر مطلع شوم، عکس العمل نشان می دهم. (بدون راهنما نمی توانید سیگار را درمان کنید)

کسانی که راهنما می شوند، یا نبایستی سیگاری بوده باشند یا بایستی نشان ویلیام داشته باشند.

باید ذهن این افراد از سیگار کاملاً پاک شود، اگر ذهنشان را پاک کنند، مثل آب خوردن است.

مسئله دیگر، مسئولیت شهرستان ها تماماً بعهده آقای احمد حکیمی است، مسئولیت تهران به عهده آقای سلامی است، مسئولیت مشهد بعهده من بود، که بدلیل کثرت در کارها، به آقای سلامی واگذار کردم.

مسئله بعد؛

ـ راهنماها بایستی اول جلسه حضور داشته باشند.

ـ راهنماها دیگر نبایستی آخر سالن بنشینند.

ـ کسی که وارد سالن می شود، بایستی موبایلش خاموش باشد، اگر منتظر پیام خاصی است، بایستی از سالن بیرون برود و بعد از دریافت پیام، به داخل سالن بیاید.

ـ راهنماهایی که اول جلسه حضور دارند، می توانند رهجو بگیرند.

(چون آموزش شما هم موجی هست و هم ذره ای) هم بی سیم و هم با سیم. یکسری آموزش ها مخصوص لژیون هست و یکسری آموزش ها مخصوص جلسه. راهنما باید در جلسه حضور داشته باشد و بداند که شاگردانش چه کار می کنند و چه کار نمی کنند.

در جلسات، اولویت مشارکت با سفر اولی هاست.

ـ فرد در جلسات یک بار در هفته بایستی مشارکت کند. فرد حق ندارد که یکشنبه، سه شنبه، پنجشنبه مشارکت کند.

ـ مشارکت ها از 4 دقیقه، به 3 دقیقه کاهش پیدا می کند. بایستی فرصت بیشتری هم به معرفی سفر اولی ها داده شود.

ـ فرد در هفته یا یک مرتبه مشارکت می کند، یا یک بار اعلام سفر می کند.

در آینده برنامه ی دقیقی نوشته خواهد شد و در دسترس همه قرار خواهد گرفت.

مسئله بعد؛ کمک من به کنگره و کمک کنگره به من.

این دستور جلسه را ما ناگزیر هستیم که داشته باشیم. بخاطر اینکه شخص جایگاهش را بداند که کجاست. ما در کنگره چه کار می کنیم؟ کنگره برای من چه کرد؟ من برای کنگره چه کار کرده ام؟ همه ی افراد در کنگره 60، بر اساس عشق و محبت خدمت می کنند.

مثل درختی می ماند که کاشته می شود، دیگران آبیاری و نگهداری و حراست می کنند، بعد آن درخت به بار می نشیند و تازه قضیه معکوس می شود، درخت تازه شروع به میوه دادن می کند. کنگره هم همینطور است. یک نفر وارد کنگره می شود، همه به شخص خدمت می کنند تا به رهایی برسد، وقتی به رهایی رسید، باید به این طرف میز بیاید. گویی یک نفر در چاه افتاده است، 100نفر کمک می کنند تا او به بالای چاه بیاید، بعد از اینکه از چاه خارج شد، باید کنار چاه بایستد و به نفرات دیگر کمک کند.

همه چیز در کنگره شفاف است، از نظر مالی تمام حساب های شما شفاف است، حتی در مورد سیگار به شما هم گفتم که دو نفر دیده بانان ما هم مخفیانه سیگار می کشیدند و الآن اصلاً سیگار نمی کشند، در مورد کمک کنگره هم همینطور است، باید شفاف صحبت کنیم. باید یاد بگیریم، آن چیزی که دریافت می کنیم، بایستی پرداخت کنیم.

اگر ما بخواهیم در قبال دریافتی هایمان، هیچ پرداختی نداشته باشیم، مثل این است که در باغ بجای درخت میوه درخت چنار ، شمشاد یا سرو بکارند. اگر در باغ درختی باشد که میوه ندهد، سایه اش روی درختان دیگر می افتد و اجازه رسیدن آفتاب به آنها را نمی دهد، درختان میوه را هم خراب می کند، باغبان هم در اینگونه موارد، تنها درخت را از بیخ اره می کند. خداوند و هستی هم همینطور است. اگر یک انسان در قبال آنچه دریافت می کند، جواب داد که هیچ، اگر جواب و پرداختی نداد، هزاران مشکل برایش پیش می آید.

اگر دقت کنیم، انسان عبدالله است، یعنی بنده ی خدا ، عبد یعنی بنده، تمام موجودات هستی، عبد یعنی بنده هستند، بنده ی خدا. برای اینکه این کارخانه را بچرخانند، کارخانه ی کره هستی و زمین را. باید تمام جانوران و انسانها و گیاهان کار کنند، تا زمین به حیات خود ادامه بدهد. هر انسانی در هستی باید مثبت باشد و یک خدمتی داشته باشد.

در کنگره هم همینطور است، همه ی ما بایستی کار کنیم و خوشبختانه به بهترین نحو ممکن کار می کنیم، ما در سراسر کنگره، یک آبدارچی و مستخدم نداریم. همه ی اعضای کنگره و لژیون های خدمتگزار، هم آبدارچی می شوند، هم مستخدم. ممکن است اعضای یک لژیون دکتر و مهندس باشند، ولی در کنگره زمین را می شورند. همه ی ما بایستی در یک قسمتی کار کنیم.

کاری که کنگره برای ما انجام می دهد، مسئله مالی است، فکر و ذهن ما را روشن می کند تا پایه های مالی مان را مستحکم کنیم. بچه ها بعد از ورود به کنگره بعد از مدتی ماشین می خرند، ماشین می خرند و وضع مالیشان مستحکم می شود. ما هم باید ببینیم، آیا از نظر مالی به کنگره، کمک می کنیم یا خیر؟ بچه های کنگره خیلی خوب به کنگره کمک می کنند، ولی کسانی که توانایی بیشتری دارند، باید بیشتر به کنگره کمک کنند.

یک نفر میهمان کسی بود، شب بزغاله ای داشت و برایش کشت. حاتم طایی در یک مراسمی، صد گوسفند خودش را قربانی کرد و کشت، گفتند که تو خیلی سخاوتمند هستی، گفت: من 100هزار گوسفند داشتم و فقط 100گوسفند را قربانی کردم، سخاوتمند کسی است که یک بزغاله داشت و تمام دارایی اش همین یک بزغاله بود و همان یک بزغاله را برای من قربانی کرد. باید ببینیم که چقدر داریم و چقدر می دهیم. برای آن شخص بزغاله تمام زندگی اش بود.

افرادی که در کنگره 60 هستند و بعضی ها از بنیه های مالی خیلی قوی و نیرومندی برخوردار هستند، من از آنها انتظار ندارم که 5 میلیون بدهند، من انتظار دارم که 100میلیون ، 200 میلیون بدهند، تا بتوانیم آکادمی لازم را بوجود بیاوریم. نسبت به خیلی از شعب و انجیوهای کشور، هرچه نگاه کنیم، ما وضعیت خیلی خوب و مناسبی داریم، ولی بایستی یونیک و تک و واحد باشد.

چون کنگره به انسانها زندگی می بخشد، اصلاً کسی که 70 سال دارد، درمان شیره و تریاک برایش آرزو بوده، الآن این شخص هم به درمان رسیده، هم قلبش خوب شده، هم بیماریهایش بهبود پیدا کرده است و این شخص باید مبالغ خیلی زیادتری بپردازد.

شخصی 5 میلیارد تومان معامله کرده بود، این رقم خیلی بالا می باشد، حالا هزینه و خرج محضر را حاضر نیست بپردازد. آیا این شخص احمق نیست؟ در مقابل 5هزار میلیون تومان، حاضر نیست یک میلیون تومان بپردازد.

من خودم، هنوز نتوانسته ام، خدماتی که کنگره به من کرده است، جبران کنم. هر هفته بچه های آکادمی ناهار میهمان هستند، حسابداری ساختمان 11، مرزبانان و همه چند سال است. این ها را می گویم که یاد بگیرید و فرا بگیرید، هر وقت هم من یک ریال داده ام، صد ریال نصیبم شده است، چون می دانم که وعده خداوند دروغ نیست.

کمک کنگره به ما، کمک جسمی است، جسم ما علیل و ناتوان بوده است، الآن رنگ چهره ی ما سرخ و سفید شده است، چشم های ما روشن شده است، در گذشته لباس های نامرتب می پوشیدیم، ظاهر نامناسب و ...

همسفران هم آسیب های زیادی می بینند، هم از نظر روانی و روحی. شخص مصرف کننده نمی داند که لباسش نامرتب است، ولی همسفر حرص می خورد. مسافر نمی داند در فامیل چقدر آبرویش رفته است، ولی همسفر می داند و حرص می خورد. برای همین می گویم که شما به خودتان رسیدگی کنید و به فکر خودتان باشید، چون شما هم آسیب های زیادی دیده اید و باید خودتان را بازسازی کنید.

صبح ها در پارک طالقانی، چندین هزار نفر ورزش می کنند، آنهم ورزش برای ورزش و سلامتی، نه برای قهرمان شدن. در باشگاهها با هزاران قرص و هورمون ورزش می کنند. همه ی ما ورزش می کنیم که جسم و بدنمان را درست کنیم، پس کنگره برای جسم ما هم کمک می کند، ما برای جسم و ساختار کنگره چه کار کرده ایم؟

جسم کنگره، ساختمان های کنگره هستند. قوانین و حرمت های کنگره، ساختار کنگره هستند.

یک مثلث بوجود می آید ؛ مالی، جسمی، علمی یا کلامی. من اگر نمی توانم به کنگره کمک کنم، می توانم با کلامم دیگران را ترغیب کنم که به کنگره کمک کنند.

گاهی اوقات ما می توانیم با کلام به کنگره کمک کنیم. مثل زمانی که از تو سوال می پرسند. اگر کسی از شما سوال می کند، جوابش را درست و کامل بدهید. اگر کنگره یک نفر شکست خورده، به او دلداری بدهید. نبایستی دیگران را ناامید کنید. مثلاً یک نفر بعد از ده سال یک نفر دیگر را می بیند، به او می گوید: چقدر پیر شدی؟ چقدر لاغر شدی؟ این کار باعث گرفتن انرژی و ناامیدی فرد می شود.

امیدوارم در این هفته، تمام اعضاء تجربیات خودشان را در اختیار دیگران قرار دهند و هفته ی خوبی پیش رو داشته باشیم.

از اینکه به حرف های من گوش کردید، از همه ی شما سپاسگزارم.

نام فایل

تاریخ

لینک

فایل صوتی سخنان مهندس

96/10/13

دانلود

نگارنده: مسافر احمد شریفیان

 




طبقه بندی: دستور جلسات هفتگی، 
[ جمعه 15 دی 1396 ] [ 08:56 ب.ظ ] [ مسافر سید مصطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ



*****
وبلاگ آتیه سبز : این وبلاگ در مورد مطالعات من در مورد درمان اعتیاد در کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیاد به مواد مخدر درمان و رها بشوند ، آغاز بکار نموده است.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب