آتــیـــــــــه سبــــــــــز
وبلاگ مسافر سید مصطفی جعفری(کنگره60 ،درمان اعتیاد ) 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید
چت باکس


این جلسه، جلسه پنجم از سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه وادی پنجم، در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می نماید، در روز چهارشنبه 27 دی ماه 96 به نگهبانی و استادی مهندس و دبیری همسفر فهیمه در راعت 9:30 آغاز به کار نمود.

در وادی پنجم هم می گوید که افکار را باید به عمل تبدیل کنیم. اگر می خواهیم وارد مرحله سازندگی


 بشویم، باید عمل کنیم، اولین قدم این است برگشت کنیم، یعنی توبه کنیم...

سخنان مهندس:

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر

حال من بحمدلله خوب است، امیدوارم حال شما هم خوب باشد. اگر امروز مشکلات زیادی داریم، مربوط به تفکر واندیشه بوده است،  دستورجلسه امروز وادی پنجم است، در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می نماید. 

وادی 1 تا وادی 4، طریق فکر کردن را به ما یاد می دهد و محدوده را نشان می دهد و می گوید که بیشترین مشکلات ما این است که اندیشه و تفکر نداریم. اگر امروز مشکلات زیادی داریم، در اثر نبودن تفکر و اندیشه بوده است، به ما یاد می دهد که یک چیزی به نام تفکر وجود دارد. یاد لطیفه ای افتادم که یک نفر کنار جوی آب می خورد، یک نفر گفت: خوابیده آب نخور، عقلت کم می شود، شخص گفت: عقل چیه؟ در پاسخ گفت: تو بخور.

در وادی اول ابتدا فکر کردن را به ما یاد می دهد، بعد می گوید که جهت بیهودگی نیستیم، بعد می گوید هیچکسی به اندازه خودما درباره ی خود ما فکر نمی کند و وادی چهارم هم می گوید که مسئولیت دادن به خداوند، سلب مسئولیت از خویش است. 

طبق وادی چهارم، ما نبایستی حتی یک گریزگاه پیدا کنیم، چون انسان مثل آهو است و دائماً به دنبال یک گریزگاه می گردد و همیشه دنبال مقصر می گردد، وقتی به مشکل بر می خورد، همه را مقصر می داند بغیر از خودش. در گذشته ما اینگونه بودیم، ولی در وادی چهارم می گوید که مسئولیت را حتی به خدا هم نمی توانیم بسپاریم.

در وادی پنجم هم می گوید که افکار را باید به عمل تبدیل کنیم. اگر می خواهیم وارد مرحله سازندگی بشویم، باید عمل کنیم، اولین قدم این است برگشت کنیم، یعنی توبه کنیم. بعضی ها این تصور را داشتند که همه کاری انجام بدهند، در لحظه آخر هم توبه کنند و بعد گناهانشان بخشیده خواهد شد، در صورتیکه اصلاً اینطور نیست، انسان در برابر تمام کارهایی که انجام می دهد، مسئول است. خداوند می بخشد، ولی این مرحله به معنی بازگشت است، نه اینکه یک مرتبه بخشیده شدن! 

مثال چک را می زنم، وقتی شما چک می کشید و چک شما برگشت می خورد، دو شاکی دارید، یکی طرف حساب شما و طرف دیگر دولت. ممکن است خداوند ببخشد، ولی باید بازگشت بکنید، یعنی همان راهی را که رفته اید، برگردید. 

یک نفر مواد مصرف کرده و الکلی شده، حالا توبه می کند و می خواهد بازگشت کند، بایستی این مرحله را ذره ذره برگردد، تا به مرحله رهایی برسد. اینطور نیست که مرتکب خطا شود و فوری بدون پرداخت بازپرداخت بخشیده شود.  یک مرتبه مرتکب قتل می شود، بعد اظهار پشیمانی می کند، آیا بخشیده می شود؟ باید حتماً پاسخ کار خودش را بدهد.

سپس مرحله خودداری را مطرح می کند، یعنی کاری را که به خوب و بد آن آگاهی نداریم، نباید انجام بدهیم. ما می خواهیم وارد خانه ای بشویم و اگر نمی دانیم در آن چه خبر است، نبایستی وارد آن شویم. من نمی دانم که پولی را که میخواهم به فلانی قرض بدهم، پس می دهد یا خیر، نبایستی این پول را پرداخت کنم. در اصل خودداری در مورد کارهایی است که نمی دانیم خوب است یا بد. 

مرحله بعد قناعت؛ قناعت برای ما دیدگاه دیگری دارد، در کنگره می گوییم، قناعت به معنای گدایی نیست، قناعت به معنای استفاده بهینه از امکانات است. بایستی از تمام چیزهایی که داریم، بهترین استفاده را داشته باشیم.  مرحله بعد صبر است که توضیح دادیم.

مرحله بعد تجسس، قضاوت و غیبت است. این کارها را نبایستی انجام بدهیم، به ما چه ربطی دارد که فلانی چرا خانه فلانی رفت؟ اینها کلمات قرآن است و ما در کار دیگران تجسس نمی کنیم. 

مسئله دیگر؛ همیشه در تمام مراحل سیروسلوک و معنویات و تزکیه، از پول بعنوان یک مسئله نامیمون و بد یاد شده است، به اعتقاد من، گربه دستش به پیه نمی رسد، می گوید که بو می دهد. همینقدر که معنویات مهم است، مادیات هم مهم است. ما نمی توانیم بگوییم مادیات ارزشی ندارد، بازیچه هست، ولی ضروری و سرنوشت ساز است. پس انداز متعلق به آدم های پولدار نیست، بلکه پس انداز مال ماست. ما باید پایه های مالی مان محکم کنیم، اگر به این پس انداز و مسئله مالی دقت نکنیم، در قعر درّه هستیم، اینها شعار است که می گوید، پول چرک کف دست است. کسی که معاش ندارد، معاد ندارد.

من دیروز با آقای سلامی ستاد بودم، راجع به تحویل ساختمان. خیلی مدیران خوب و رتبه اولی بودند و به دلایلی ساختمان را می خواستند. من به آنها گفتم که بسیار خوشحالم که از روزی که کنگره 60 را شروع کردیم، به فکر استحکام پایه های مالی بودیم. شما ممکن است متوجه نباشید، فکر من نشأت گرفته از اساتیدم بودم، که می گفتند بایستی این مسئله محکم بشود. گفتم که خوشحال هستم که در شرایطی هستیم که خودمان می توانیم برای خودمان ساختمان بخریم. اینها بخاطر همین مسئله پس انداز در وادی پنجم است.

ما پس انداز کردیم، کادر مالی قوی و سالمی داشتیم، بچه ها مقابل هزینه های اضافی را گرفتند، هم قناعت می کنیم، هم پس انداز می کنیم، هم پایه های مالی را محکم می کنیم. وگرنه بایستی دست گدایی، جلوی سازمان ها دراز میکردیم و کلی داستان دیگر.

الآن در شرایطی هستیم که ساختمان جدید را خریداری کردیم و این همان مسئله پس انداز است. عزیزان اصلاً فکر نکنید، درآمدتان پایین است، مهم این است که پس انداز می کنید یا خیر؟

حدود 16 سال پیش ، در همین موقعیت، 7 یا 8 چک خودم را نشان بچه ها دادم و گفتم این آخرین بدهی های من بودم که تازه پرداخت کردیم و تازه حسابم صفر شد، یعنی بعد از 6 سال رهایی تازه بدهی هایم را پرداخت کردم. 

باز دومرتبه 6 سال پیش، پشت میز، گفتم که آقایان من یک زمین به مبلغ 14میلیون تومان در شهرک اندیشه خریداری کردم و بعد آن زمین را 80میلیون تومان فروختم،  کنار همان زمین دوباره برای کنگره زمین خریداری کردم، به مبلغ 24میلیون تومان، بعد از مدتی همان زمین کنگره را 240 میلیون تومان فروختم. گفتم من زمین خریدم و در حال کار کردم هستم، اگر فردا من آپارتمان و ساختمان خریدم، نگویید پول ما را دزدید؟ من همان طور که فکرم کار می کند و کنگره را به این شکل مدیریت کردم و خیلی مسائل را سازماندهی کردم، ذهنم برای خودم هم کار می کند، من الآن جدیداً خانه خریدم، فردا نگویید مهندس خانه خرید و پول ما را خورد؟ هیچکدام از اینها برای شما نیست. 

من الآن زمین و باغ در هیدج دارم و الآنه 3هکتار باغ است. سیب ، انگور، لوبیا و همه چی در آن دارم. من ساعت 4 صبح پنجشنبه ها بیدار می شوم، ساعت 8 صبح به باغم می رسم و بعد به امور آنجا رسیدگی می کنم.

یک ساختمانی داخل باغ ساخته بودیم و بخاطر همان جهاد کشاورزی از من شکایت کرده بودم وگفته بودند که من تغییر کاربری داده ام و به دادگاه رفتیم، در مرحله اول من محکوم شدم و حکم تخریب دادند. در مرحله تجدیدنظر من خودم دفاع کردم و دادگاه هم گفت که این شخص برای آبادانی کشور و تولید این کار را کرده است و جهاد را محکوم کرد و من تبرئه شدم. من کار می کنم. خیال نکنید همینطوری می آیم نزد شما. من مثل تراکتور کار می کنم. اگر چیزی هم دارم، بخاطر همان پس انداز و استحکام پایه های مالی است.

نکته ی دیگری که همه ی بچه های کنگره 60 بایستی روی آن تاکید کنند و انجام بدهند، همین مسئله پس انداز است. از یک کار کوچک شروع کنید، اول زمان بدهید، بعد حوصله داشته باشید، صبور باشید، ممکن است در شغلی که هستید، سالها طول بکشد تا به نتیجه برسید. باید ذره ذره شما را بشناسند، اعتماد کنند و بعد به موفقیت برسید. 

اینطور نیست که در هر کاری وارد شدید ، به محض اینکه ورشکست شدید، شغلتان را عوض کنید و وارد شغل دیگری بشوید. من لااقل 50 سال است که کار می کنم، بازداشتگاه رفته ام، چک برگشتی داشته ام، ولی بایستی مقاوم باشید. اینطور نیست که همیشه در کارتان موفق باشید. کسانی که تاجر و بازرگان های موفقی هستند، سختی های زیادی کشیده اند، آنقدر مقاوم بوده اند تا در نهایت برنده شده اند. پس برای مسئله پس انداز بایستی صبور باشید. 

پس انداز کردن با گدایی متفاوت است، آنچیزی را که بایستی در راه خداوند بدهید، بدهید. اگر آن تعهدی که بر گردنتان است، پرداخت نکنید، مثل آب جاری می شوید و در غیر اینصورت مثل آب راکد و گندیده می شوید. پس انداز را شوخی نگیرید و عملیاتی کنید و در زندگیتان برنامه ریزی داشته باشید. هم مسائل معنوی را رعایت کنید، هم مسائل مادی. 

الآن بعضی از کشورها، جانشان بسته شده است به آمریکا. سازمان ملل تمام برنامه اش بسته به پول های آمریکا دارد. ما در ایران از کسی پول نمی گرفتیم و به هیچ کس هم نمی گفتیم که پول بدهند. پس شما فکرتان بایستی روی برنامه ریزی خودتان باشد، اینکه از این بگیرم، از آن بگیرم، اصلاً فایده ندارد. کسانی که زندگیشان را روی پول دیگران برقرار کردند، همیشه با شکست مواجه می شوند.

دیگران به ما پول دادند، ولی ما قبول نکردیم، مهمترین جایی که به ما پیشنهاد پول داد، اتحادیه اروپا بود. التماس می کردند که 400هزار یورو 10 سال پیش به مدت 5 سال به ما بدهند. من نپذیرفتم. هر کاری کردند، من نپذیرفتم. گفتم این پول برای ما مثل سم است، 5هزار یورو به من دادند، هنوز این 5هزار یورو در بانک ملی، میدان هفت تیر است. یک حساب ارزی داریم و هنوز من به آن دست نزده ام. بعد از آن من باید هر سه ماه یک بار کارهایی انجام می دادم که 5000هزار یورو دیگر به ما بدهند، که من انجام ندادم و اصلاً قبول نکردم. به من بُن غذا دادند، قبول نکردم. اگر آنها را قبول می کردیم، جدای از هزاران حرف و حدیث و سخن، الآن به این درجه نمی رسیدیم که یک ملک به مبلغ 6میلیارد تومان خریداری کنیم و سرمان همیشه بالا باشد. 

انسان باید پول داشته باشد، نه برای فخر فروشی. امیدوارم زندگی با تفکر و اندیشه ای داشته باشید.

 

نگارنده: مسافر احمد شریفیان




طبقه بندی: دستور جلسات هفتگی، 
[ جمعه 29 دی 1396 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ مسافر سید مصطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ



*****
وبلاگ آتیه سبز : این وبلاگ در مورد مطالعات من در مورد درمان اعتیاد در کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیاد به مواد مخدر درمان و رها بشوند ، آغاز بکار نموده است.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب