آتــیـــــــــه سبــــــــــز
وبلاگ مسافر سید مصطفی جعفری(کنگره60 ،درمان اعتیاد ) 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید
چت باکس


به نام خدایی که عاشقی اش دل می خواهد نه دلیل

 روز پنج‌شنبه 1397/4/7 جلسه دوازدهم از دور شانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی  مسافر حسین ، استادی مسافر امیرحسین و دبیری موقت  مسافر امید با دستور جلسه اول:آداب معاشرت ، ادب و بی ادبی ، تعادل و بی تعادلی و دستور جلسه دوم:جشن پنجمین سالروز رهایی و آزادی مسافر اصغر رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


هدف کنگره درمان و تعادل اسمی نیست بلکه هدف کنگره درمان و تعادلی است که آن را بتوان در سرتاسر زندگی به کاربست و اینکه بتوان این دستور جلسات را در مواقع سخت زندگی عملی کرد و استفاده نمود

من اولین استادی است که در این شعبه دارم و از این بابت خداوند را سپاسگزارم.  در کل حس خیلی خوبی دارم.

همین‌طور که دبیر عزیز فرمودند دستور جلسه آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی است. در مورد این دستور جلسه حرف بسیار است و تمامی عزیزان نسبت به این موضوع واقف هستند.

زمانی که وارد یک مقوله خارج از صراط مستقیم می‌شویم که به‌طور مثال یکی از آن‌ها مقوله اعتیاد است وارد بی‌تعادلی می‌شویم و به‌خصوص برای ما که قبلاً دچار سوء مصرف مواد مخدر بودیم این موضوع ملموس‌تر است و خیلی بیشتر می‌توانیم به آن توجه داشته باشیم.

 شخص درزمانی که گهگاه مواد مخدر مصرف می‌کند اتفاقی که برایش می‌افتد این است که عدالت بر آن اجرا می‌شود. حال عدالت چیست که می‌شود گفت بی‌تعادلی شخص است. پس عدالت تعریفش در تعادل یا در بی‌تعادلی قرار گرفتن است.

این بی‌تعادلی به سبب نقصانی‌تر یا همان جهل خودمان است. حال زمانی که شخصی بی‌تعادل می‌شود در معاشرت‌ها یا در جمع از ادب دوری می‌کند و منزوی می‌شود و درنتیجه کاملاً بی‌ادب می‌شود. البته ما مصرف‌کننده باادب هم داریم ولی این ادب از تعادل نشأت نگرفته است که این یعنی تعادل با نقاب زدن فرق دارد و این افراد در حد ۱۰ دقیقه یا حداکثر ۱ ساعت می‌توانند تعادل خود را کنترل کنند ولی اگر از یک‌زمانی دیگر رد شد شما می‌بینید که افراد وارد بی‌تعادلی می‌شوند و آن به‌هم‌ریختگی در آن‌ها مشهود است.

 در کنگره تعریفی که از تعادل داریم می‌گوییم که درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان. اما هدف کنگره درمان و تعادل اسمی نیست بلکه هدف کنگره درمان و تعادلی است که آن را بتوان در سرتاسر زندگی به کاربست و اینکه بتوان این دستور جلسات را در مواقع سخت زندگی عملی کرد و استفاده نمود و خود این باعث افتخار است و همین نیز هدف کلی کنگره است و قرار نیست که فقط بیاییم و در مورد دستور جلسات حرف بزنیم قرار است این‌ها را در زندگی بکار ببریم.

در مورد تعادل باید گفت که تعادل داشتن نیازمند آموزش گرفتن و عبور از سختی‌ها و تاریکی‌ها است و نمی‌توان این را در گل‌وبلبل و امثال این‌ها یافت کرد و چنین چیزی امکان ندارد.

 برای رسیدن به تعادل آدم باید از سختی و پستی‌وبلندی‌ها عبور کند و همچنین سردی و گرمی را بچشد تا به تعادل برسد که این از همه مهم‌تر است.

ما باید نیم‌نگاهی به گذشته خود کنیم و آن را با امروز خودمان مقایسه کنیم و ببینیم که چقدر پیشرفت کرده‌ایم ، چه از درون و چه از بیرون.

 البته چون ما خودمان در کنگره قرار داریم شاید متوجه رشدمان نشویم ولی افراد بیرون بهتر این موضوع را در ما می‌بینند و در یک‌کلام حرکت در صراط مستقیم، انسان را از بی‌تعادلی به تعادل می‌رساند.

دستور جلسه دوم؛ پنجمین سال رهایی مسافر اصغر

من خیلی خوشحالم که اولین رهایی لژیون من به آزادمردی رسیده است .

زمانی که یک ره‌جوی سفر دومی تولد ۵ یا ۷ سالگی را جشن می‌گیرد این خودش یک پیام خیلی خوبی در آن هست و پیامش این است که این شخص در کنگره مانده است باوجوداینکه کنگره بسیار رهایی دارد ولی ۵ یا ۷ ساله خیلی کم دارد و این خودش بزرگ‌ترین پیام است که شخص مانده تا خدمت کند. دلیلش این است که هم حالش خوب می‌شود و هم حالش خوب بوده است که خدمت می‌کند.

اصغر آقا همیشه تمام جلسات را به‌موقع می‌آمدند و به‌موقع می‌رفتند و خیلی بی حاشیه بودند و دلیل این‌که ایشان الآن کمک راهنما نیستند و شال کمک راهنمایی ندارند دلیلش  این بود که ایشان مرتب می‌آمدند ولی سی‌دی  نمی‌نوشتند و نه گوش می‌دادند پس بکار بستن آموزش‌ها برای ما ثمربخش است.

به اصغر آقا تبریک می‌گویم و آرزو می‌کنم در ادامه به کمک راهنمایی برسند و هم‌سفرشان هم همین‌طور و به ایشان می‌گویم که در موقع به رهایی رساندن آن چیزی که مدنظر قرار داری را به دست می‌آوری.

آرزوی بهترین‌ها را برای شما دارم و امیدوارم در هرکجا هستید بهترین‌ها نصیبتان شود چون می‌دانم حقیقتاً از دل و بادل حرکت می‌کنید و کارتان با ریا و تزویر نیست. من این تولد زیبا را خدمت آقای مهندس خانواده محترمشان و خانواده بزرگ کنگره 60 تبریک می گویم.

 پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره پنجمین سال رهایی و ازادی مسافر اصغر را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:

اعلام سفر:

سلام،...انتی ایکس مصرفی تریاک،، تخریب 11 سال، روش دی اس دی.. داروی اتی یازده ماه بیست روز به راهنمایی کمک راهنمای محترم امیر حسین متحملیان سفر کردن،، والان مدت پنج سال و ده روز،


در ادامه 20 سال تخریب سیگار،، یازده ماه به راهنمایی محمد داوودی.. سفر کردن با آدامس نیکولایف خوراکی،، 

رهائی سه سال و یک ماه 

رشته ورزشی والیبال


آرزو مسافر اصغر:

آرزو می‌کنم جناب مهندس دژاکام و خانواده گرامی‌شان همیشه سلامت باشند و سرافرازی کنگره را از خداوند طلب می‌کنم.

 آرزو هم‌سفر زهرا:

آرزوی همسفر،، انشاالله مسافرانی که مدت سفرشان طولانی شده، هدف راهشون،، پیدا کنن و به رهای برسن و همراه همسفرانشون،، تودلشون جشن بگیرن،


صحبت های مسافر اصغر:

از همه دوستان گرامی بابت شرکت در این جشن تشکر می‌کنم. همچنین یک تبریک ویژه خدمت جناب صدیقی بابت جایگاه ایجنت شعبه شیخ بهایی.

همان‌طور که راهنمای عزیزم فرمودند من در سفر اول سی دی هارا کار نمی‌کردم و زمانی متوجه اشتباهم شدم که به سفر دوم رسیدم. فکر می‌کنم که اگر در طول سفر اول سی دی کار می‌کردم اکنون در جایگاه راهنمایی مشغول خدمت بودم. اوایل ، لژیون آمدن من در حد رها شدن از اعتیاد بود و نمی‌دانستم که چه تخریب‌هایی در جهان‌بینی‌ام دارم و متوجه نبودم که هدف کنگره فقط درمان اعتیاد نیست بلکه این هدف خیلی والاتر از این است. در سوء مصرف روزانه حدود پنج گرم تریاک مصرف می‌کردم و دو ماه و نیم طول کشید که مصرف خودم را به نصف برسانم ، چون آن زمان مصرف دارو به‌صورت دودی بود که مشکلان زیادی را به همراه داشت.

تا شش ماه اول نمی‌دانستم کجا هستم و در این مدت مشکلات زیادی مثل تصادف کردن ، شکستگی پا یا بازداشت شدن به خاطر اعمال گذشته‌ام داشتم که به اعتقاد من این‌ها همه از طرف نیروهای بازدارنده بود ، ولی به هر صورت توانستم بر این مشکلان پیروز شوم و حرکتم را ادامه بدهم

 

در سوء مصرف شخصی نود میلیون از من کلاه‌برداری کرده بود وقتی‌که سفر می‌کردم و تازه حس‌هایم بازشده بود خیلی از این موضوع ناراحت بودم به‌طوری‌که هرلحظه ممکن بود یک تصمیم اشتباه بگیرم و دردسر جدی برای خودم و خانواده‌ام درست کنم. وقتی در این مورد باراهنمایم صحبت کردم ، توصیه صبر را به من کردند و گفتند که اگر با این شخص وارد دعوا بشوی ممکن است سفرت خراب شود ، بهتر است با صبوری و تفکر مشکلات را به‌آرامی حل کنی. من هم بنا به توصیه ایشان صبر کردم، این صبوری نتیجه خوبی داد و روزی آمد که خود شخص بعد از پنج سال به من زنگ زد و باحالت گریه ابراز پشیمانی کرد و پول را به من برگرداند. پس توصیه من به عزیزان این است که همواره به خودتان باور داشته باشید و حرکت‌هایتان را با تفکر انجام دهید.

به جناب آقای مهدی صدیقی، ایجنت جدید شعبه تبریک می گویم ، و آرزوی موفقیت روزافزون را برای ایشان دارم. از جناب مهندس دژاکام و خانم آنی مادر کنگره تشکر می‌کنم. همچنین از راهنمای عزیزم که زحمات فراوانی برای من کشید  و همچنین هم‌سفرم که همیشه پای من ماند متشکرم.

سخنان راهنمای هم‌سفر خانم لیلا:

اول‌ از همه به جناب صدیقی بابت این جایگاه جدید تبریک می گویم و بهترین هارا برای ایشان آرزو دارم. یک تبریک ویژه دارم خدمت جناب مهندس دژاکام و خانم آنی بابت این بستر که فراهم کردند برای رها نمودن افراد و احیا آنان.

 هرکدام از ما در کنگره یک جایگاه خاص خود راداریم و ارزش این جایگاه‌ها فقط منحصر به رنگ شال نیست و فرقی نمی‌کند که شخص مرزبان ، کمک راهنما یا نگهبان است  بلکه آن اهدافی که ما را در کنار هم جمع کرده است مهم است. یکی از این اهداف به رهایی رسیدن و به رهایی رساندن افراد است. این جایگاه‌ها در کنار هم‌معنی پیدا می‌کنم و به هرکدام از ما مسئولیت می‌دهد. مسئولیتی در قبال کنگره و افراد. به‌عنوان‌مثال من کمک راهنما باید سعی کنم به نحو احسن مطالعه کنم ، سطح دانایی خودم را بالاتر ببرم تا بتوانم بهتر خدمت کنم و افراد بهتری را تربیت کنم.

من باید بدانم یک دوست سفر اولی ممکن است حال خوبی نداشته باشد و ازآنجایی‌که او گل سرسبد کنگره است باید تمام تلاشم را بکنم که او را درک کنم ، اگر بتوانم شخص مقابلم را درک کنم خیلی بهتر می‌توانم با او ارتباط برقرار کنم و بهتر می‌توانم او را راهنمایی کنم و  مسئولیت را نسبت به او ادا کنم . به نظر من خدمت کردن این نیست که دائماً دنبال جایگاه بالاتر باشم ، اگر مرزبانم تمام تلاش من کمک راهنما شدن باشد و وقتی‌که کمک راهنما شدم دائماً تمرکزم روی بالاتر بردن جایگاه باشد. بلکه معنی خدمت کردن صحیح این است که در هر جایگاه با تمام تلاش و تفکر سعی کنم در همان جایگاه به‌صورت خیلی خوبی خدمت کنم  

در مورد خانم زهرا بایستی بگویم که ایشان بعد از رهایی مسافرشان وارد کنگره شدند ، آن‌هم به‌این‌علت بود که مسافر اصغر به شکل خیلی خوبی سفرکرده بودند و کاملاً تغییرات در اخلاقیات ایشان محسوس بود که این امر باعث کنجکاوی خانم زهرا شد که به این مکان قدم بگذارند چون قبل از آن اطلاعی ازاینجا نداشتند. خانم زهرا همیشه نقطه تحمل بالایی داشتند ، بسیار صبور و مهربان بودند و به جایگاه همسرشان احترام ویژه داشتند و یاد ندارم که حتی یک‌بار هم از مسافرشان گله و شکایت کنند. ایشان همیشه مشتاق آموزش دیدن بودند و باوجود مشکلات همیشه در جلسات حاضر می شدند.

وقتی‌که ایشان برای خدمت کردن در جایگاه مرزبانی پیش‌قدم شدند من خیلی خوشحال شدم و به‌نوعی به خاطر این روحیات و این عملکرد خوب ایشان این توقع را داشتم که در کنگره خدمتگزار باشند.

در آخر برای همه عزیزان سفر اول آرزوی موفقیت می‌کنم و آرزو می‌کنم همه ما شاهد به رهایی رسیدن افراد بیشتری باشیم وامیدوارم شاهد این باشم که عزیزان جایگاه کمک راهنمایی را تجربه کنند. این تولد پنج سال رهایی مسافر اصغر و آزادمردی ایشان را ابتدا به راهنمای گرامی‌شان و بعدازآن به خود ایشان و خانم زهرا محترم که امروز در جایگاه مرزبانی خدمت می‌کنند تبریک می گویم. 

صحبت های هم‌سفر زهرا:

 واعظی پرسید از فرزند خویش:

هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟

صدق و بی‌آزاری و خدمت به خلق

هم عبادت، هم کلید زندگیست

تشکر می‌کنم از همه مسافران و هم‌سفرانی که در جشن ما شرکت کردند ، حضور داشتند و مشارکت کردند. آرزو می‌کنم که همه شما عزیزان بتوانید در این جایگاه حضورداشته باشید و من هم در جشن شما شرکت کنم. از راهنمای مسافرم و راهنما خوب خودم تشکر می‌کنم و آرزوی سلامتی برای ایشان دارم. به جناب مهدی صدیقی  و هم‌سفرشان، جایگاه ایجنت را تبریک می گویم و آرزو می‌کنم که هزاران برابر این خدمت‌ها به خودشان و خانواده‌شان برگردد.

تشکر می‌کنم از زحمات آقای جلال امینی که همیشه نهایت همکاری را با گروه مرزبانی هم‌سفران داشته‌اند و همچنین به جناب حسین ایوبی دوره دوم ایجنت پارک را تبریک می گویم و برایشان آرزوی سلامتی دارم.

 بیشتر از دو سال از سفر مسافرم گذشته بود که من وارد کنگره شدمایشان در طول سفر اسمی از کنگره نیاورد ولی می‌دیدم که در طول این مدت صدو هشتاد درجه تغییر کرد ، ازلحاظ اخلاقیات، صبوری و آرامش خیلی بهتر شد. به خاطر مریضی مادرم ناچارا در هفته چند روز در خانه نبودم و بیشتر از مادرم مراقبت می‌کردم ، ابتدا این‌طور  فکر می‌کردم که به خاطر این دوری است که رابطه‌مان بهتر شده ولی بعدها فهمیدم که تأثیر آموزش‌های کنگره روی مسافرم باعث بهتر شدن رابطه‌مان شده است.

درست است که در سفر اولِ مسافرم اینجا نبودم ولی این توصیه را به مسافران می‌کنم که هم‌سفرشان را با این مکان آشنا کنند چراکه  یقین دارم تأثیر زیادی در سفرشان دارد و باعث می‌شود بتوانند با استفاده از آموزش‌ها در کنار هم کودکانشان را بهتر تربیت کنند و کیفیت زندگی‌شان را بالا ببرند. 

قبل از این اثر فشارهای روانی ،  مشکلاتی مثل افسردگی و سردردهای خیلی شدیدی  که هیچ قرصی آن را بهتر نمی‌کرد برای من باوجود آورده بود. وقتی‌که برای ویزیت به دکتر رفته بودم ، به من گفتند که خانم شما هر دفعه‌ای با یک مشکل جدید به اینجا می‌آیی و بهتر است که به مشاور بروی. من از مسافرم که تازه سفر نیکوتین را شروع کرده بود خواستم که یک‌وقت مشاور برای من بگیرد و آن موقع بود که ایشان به من پیشنهاد ورود به کنگره را دادند. بعد از چند جلسه ، خدمت خانم لیلا راهنمای عزیزم رفتم و ایشان در همان ابتدا حالت روحی من را درک کردند و یک حرف تأثیرگذاری به من زدند که گفتند : تو خیلی برای دیگران وقت می‌گذاری ، بهتر است که کمی هم برای خودت وقت صرف کنی. زمانی که آموزش‌ها را می‌گرفتم و روزبه‌روز از آن‌ها استفاده کردم خیلی از مشکلاتم حل شد. مشکلات خواب و افسردگی من بهتر شد و در زندگی‌ام شادی عمیق‌تری را تجربه کردم و می‌کنم. مشکلات همیشه هستند ولی در کنگره یاد گرفتم که اگر مشکلی دارم خداوند ظرفیت آن را هم به من داده است و به‌نوعی  دیگر به چشم مشکل به آن‌ها نگاه نمی‌کنم. خدا را شکر می‌کنم که اذن خدمت را به من داد و آرزو می‌کنم که بتوانم در جایگاه راهنما هم خدمت کنم.

از همه افراد خدمتگزار در کلینیک ، قسمت اوتی ، گروه مرزبانی و نگهبانان نظم و همه‌کسانی که برای آموزش دیدن ما در این مکان تلاش می‌کنند تشکر می‌کنم.

جا دارد از کمک راهنمای مسافرم و راهنما نیکوتین ایشان تشکر کنم که باعث شدند ، ایشان به رهایی برسد و امروز آزادمردی را تجربه کنند ، حقیقتاً به این خاطر خیلی خرسندم. به خاطر اینکه من خیلی از این موضوع  سیگار کشیدن ایشان ناراحت بودم  ، هم به خاطر سلامتی خودشان و هم به خاطر فرزندم و از ایشان می‌خواستم که در خانه  سیگار نکشند. خیلی وقت‌ها به بهانه‌های مختلف از خانه بیرون می‌رفتند که در این آخر پسر کوچکم به‌نوعی متوجه شده بود که در موقع جرقه شروع سفر نیکوتین هم خورد.

خیلی خدا را شکر می‌کنم که سفر سیگار هم در کنگره مرسوم شد تا همه افراد درمان خود را کامل کنند و بتوانند سلامتی خیلی بیشتری را تجربه کنند. از جناب مهندس و خانم آنی بابت فراهم کردند این جایگاه تشکر می‌کنم. از راهنمای عزیزم خودم  به خاطر زحمات فراوانشان ممنون و قدردانم.وبهترین هارا برای ایشان و خانواده‌شان آرزو می‌کنم.

ودر ادامه...

نشان رهایی

مرزبانان کشیک

تهیه گزارش و تایپ: مسافر علی الف- همسفر محمد جواد

عکاس: مسافر مجتبی






طبقه بندی: گزارش جلسات عمومی،  تولدها، 
[ دوشنبه 11 تیر 1397 ] [ 01:37 ب.ظ ] [ مسافر سید مصطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ



*****
وبلاگ آتیه سبز : این وبلاگ در مورد مطالعات من در مورد درمان اعتیاد در کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیاد به مواد مخدر درمان و رها بشوند ، آغاز بکار نموده است.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب