آتــیـــــــــه سبــــــــــز
وبلاگ مسافر سید مصطفی جعفری(کنگره60 ،درمان اعتیاد ) 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید
چت باکس


به نام نامی اولین عاشق که اوست

 روز پنج‌شنبه 1397/05/18 جلسه سوم از دور هفدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی  مسافر عباس ، استادی مسافر اصغر و دبیری مسافر علی  با دستور جلسه اول:وادی سیزدهم  و دستور جلسه دوم:جشن پنجمین سالروز رهایی مسافر حسین رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود. 




انسان به‌جایی می‌تواند برسد که همیشه حالش خوب باشد و دائماً سرحال باشد و این شدنی است و سردار در کتاب می‌گوید می‌شود دردی نباشد که درمانی بخواهد. 

خدا را شاکرم که این توفیق دوباره نصیب بنده شد که در این شعبه  در خدمت شما باشم. دو دستور جلسه داریم که اولین آن دستور جلسه هفتگی است و دستور جلسه دوم هم تولد حسین عزیز است.

بنده قبل از اینکه به کنگره بیایم با خودم کلنجار داشتم که عدالت خدا جاری نیست چرا باید یک عده باشند که در مدت‌زمان کوتاه  ازنظر مالی و  مقامی به یک جایگاه بالایی برسند اما  قدیمی‌ها می‌‌گفتند هرکس بدی کند باید در همین دنیا پس بدهد مثلاً فلانی ۶۰ سال و ۸۰ سالش شد و خیلی راحت هم مُرد و به این امید بودیم خدایی هست و جهنمی و می‌سوزانند و... . اما زمانی که به  کنگره آمدم و این وادی را دیدم که تمامی آن از  کلام‌الله است،  یاد گرفتم که این‌گونه نیست و باید همین‌جا پس بدهیم.

اگر یک نقطه‌ای را آغاز کردم و درست انجام ندادم، برگشت داده می‌شوم و اگر کسی را اذیت کردم باید برگردم و باید پاسخگوی اعمالی که کردم باشم. مثلاً خداوند یک حیاتی یا یک فرجه‌ای به من می‌دهد تا یک کاری انجام بدهم در ادامه این کار را انجام نمی‌دهم که در این مورد سردار می‌گوید تکرار صورت می‌گیرد و تکرار خیلی سخت است، که برگردم و کاری را که درست انجام ندادم را درست انجام بدهم. 

مانند یک سفر اولی که می‌آید و چون هیچ‌چیز نمی‌داند سفرش را خوب انجام می‌دهد ولی یکی که سفرش را خراب می‌کند و برمی‌گردد آیا حال آن سفر اولی را دارد؟ به‌هیچ‌وجه این‌گونه نیست، بعضاً نمی‌تواند سفر کند و دائم در برزخ است و در همه‌چیز این صادق است که اگر کاری را درست انجام ندادیم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. یعنی برمی‌گردیم سر جای خودمان تا این کار را درست انجام دهیم. من مثالی که همیشه می‌زنم این است که با خانواده می‌رویم پیک‌نیک بالای کوه صفه. بعد از ۲ ساعت می‌خواهیم چای درست کنیم ولی متوجه می‌شویم که کبریت جاگذاشته‌ایم و چه اندازه سخت است برگشت. سفر اول را با شوق رفتیم ولی برگشت خیلی سخت است. باید مواظب باشیم در هر مرحله یا یکجایی از زندگی‌مان یا در طول یک روز، کارمان را درست انجام بدهیم وگرنه بهره‌ای نمی‌بریم و برمی‌گردیم. شاید ازنظر زمانی برنگردیم ولی ازنظر درونی برمی‌گردیم.

 

در سوره واقعه می‌گوید شما به‌جای اینکه بالا بروید دارید پایین می‌روید و این به خاطر این است که کاری که به عهده تو گذاشته‌اند درست انجام ندادی و بعدازاینکه فهمیدم عمر انسان به‌صورت اعداد است و پایانی ندارد به خودم گفتم پس چون پایانی نیست می‌روم می‌کشم و هر کاری دلم خواست می‌کنم و هر جنایتی خواستم می‌کنم و باز برمی‌گردیم.

زمانی که آمدیم جلو و یک‌چیزهایی را در کنگره ۶۰ درک کردیم، دیدیم یک عده از انسان‌ها اصلاً دلشان نمی‌خواهند پایانی صورت بگیرد.

یک شعری هست که می‌گوید: امشب دِلای ما خوشه      الهی امشب صبح نشه

 یعنی وقتی انسان در بهشت خداست و در آن صراط مستقیم و حال خوش قرار دارد اصلاً به دنبال پایان نیست و پایان برایش مفهومی ندارد. شما نگاه کنید وقتی سالمی و در لژیون نشسته‌ای زمان برای شما بی‌زمانی می‌شود. ناگهان می‌بینی ساعت ۸ شده است و بازمی‌خواهید دیرتر بشود و لژیون دیرتر تمام بشود.

اگر من در صراط مستقیم باشم و کارم را درست انجام بدهم آن‌قدر به من خوش می‌گذرد که می‌گویم خدایا پایانی و قیامتی نباشد ولی قبلاً می‌گفتم خدایا کِی می‌شود که من بمیرم؟ خدایا من را نجات بده ، من نمی‌خواهم در این دنیا باشم و این‌ها به خاطر جهل و نادانی خودم بود که نمی‌دانستم که من می‌توانم کاری بکنم که پایان نخواهم.

من چند سالی است به اردو می‌روم ،وقتی از سرازیری اردو می‌رویم پایین و زمانی که برمی‌گردیم انگار یک ساعت است و به خاطر این است که واقعاً در بهشتیم. بهشت جایی است که حرف بیهوده به هم نزنیم(سلاماً سلاما)، جایی است که به هم خوبی کنیم و دست همدیگر را بگیریم و خوش باشیم. این بهشت است و زمانی برای ما ندارد و تو خوشی به فکر پایان نیستیم. مثل وقتی‌که نشئه بودیم و دلمان می‌خواست این نشئگی ادامه داشته باشد چون حالمان خوب بود ولی حالمان که بد می‌شد شروع می‌کردیم به دشنام گفتن. 

انسان به‌جایی می‌تواند برسد که همیشه حالش خوب باشد و دائماً سرحال باشد و این شدنی است و سردار در کتاب می‌گوید می‌شود دردی نباشد که درمانی بخواهد. من می‌توانم دائماً حالم خوب باشد،من می‌توانم از خداوند بخواهم که زمان را برای من بی‌نهایت کند و چه زمانی می‌توانم این توقع را داشته باشم؟  وقتی‌که مواظب باشم و چه زمانی می‌توانم در لژیون حالم خوب باشد؟ وقتی‌که شربتم را درست مصرف کنم و حرف‌هایی را که راهنما می‌گوید را درست انجام بدهم، حرمت‌های کنگره را درست انجام بدهم و به قوانین کنگره احترام بگزارم.

 

برای مثال از راهنما بپرسید نزدیک ۴ سال که می‌شود بدنشان می‌لرزد. ولی به نظر بقیه می‌گویند چه قدر این سختی می‌کشد ولی خودم حاضر نیستم این زمان و خدمت را از دست بدهم چرا!؟ چون داخل خدمت حالم همیشه خوب است. دلم نمی‌خواهد این پایان پیدا کند و خدا کنگره را از من بگیرد به دلیل اینکه حالم خوب است. انشا الله که همیشه در صراط مستقیم باشیم.

وادی سیزدهم در مورد انسان‌های تک‌بعدی و دوبعدی و سه‌بعدی صحبت می‌کند. انسان‌های تک‌بعدی مثل قبل خودمان بود که همه‌چیز را فقط در اعتیاد می دیدم البته یک عده هم در پول هستند وعده‌ای دیگر در سِمَت و مقام هستند. به این‌ها می‌گویند انسان‌های تک‌بعدی که فقط به خودشان و خواسته‌های خودشان فکر می‌کنند و مثالشان هم در قرآن است که مثل حیوانات هستند که فقط به چیزی که می‌خواهند فکر می‌کنند و در وادی سیزدهم آقای مهندس هم مثالش را به میمون زده است که وقتی یک موز را در یک سوراخ تنگ درخت می‌گذارند و سپس میمون دستش را مشت می‌کند پس نمی‌تواند دستش را بکشد بیرون و به دلیل اینکه فقط به خواسته خود فکر می‌کند و عقل ندارد که دستش را باز کند و هلاک می‌شود برای ما هم تریاک یا مال دنیا هلاکمان می‌کند. یک مالی از دست می‌دهیم می‌خواهیم بمیریم.

انسان‌های دوبعدی انسان‌هایی هستند که کمک می‌کنند به دیگران، بقیه را دوست دارند، به‌جای مچ گرفتن دست‌گیر هستند و از چیزهایی که خدا به آن‌ها داده می‌بخشند. من با مصرف روزانه ۴۰ گرم مواد به آمدم کنگره و خداوند دست من را گرفت و آمدم در این سرزمین(به‌جای کمپ و بیمارستان) پس حالا باید زکات بدهم و دوباره انسان تک‌بعدی نباشم.

 بیایم و از امکانات استفاده کنم و رها بشوم و بروم؟ نه این‌طوری نیست. دومرتبه حالم بد می‌شود. باید برای این کار، حرکتی انجام بدهم. من لااقل بدهی‌ام را بدم تا دوباره مصرف‌کننده نباشم و جزء انسان‌های دوبعدی باشم.

 

آقای مهندس در وادی سیزدهم توضیح می‌دهند که انسان‌های سه‌بعدی اصلاً مشخص نیستند و ادعایی ندارند و نمی‌گویند که من پدر یا مادر چه کسی هستم و مثل انسان‌های عادی دارند زندگی می‌کنند. انشا الله که ما به بعد سه و چهار هم برسیم.

 

دستور جلسه دوم ؛ پنجمین سال رهایی و آزادمردی مسافر حسین

 

این دستور جلسه واقعاً برای حسین خیلی صادق است. حسین روزی که آمد در لژیون درمان را در کنگره پذیرفت ولی وادی سیزدهم را اصلاً نمی‌پذیرفت و اعتقادی به بازگشت و غیره نداشت و وقتی مشارکت می‌کرد می‌گفت من کنگره ۶۰ را خیلی قبول دارم و خوب است ولی با این مشکل‌دارم و منم به او احترام می‌گذاشتم و اجازه دادم تا خودش فهمید و خودش پی برد که واقعاً این چیزهایی که در کتاب نوشته‌شده درست است.

 خود آقای مهندس که کتاب ۶۰ درجه را که می‌خوانند تازه چیز جدیدی پیدا می‌کنم و عین کلام‌الله است. هر چه قدر فهم انسان برود بالا درک بیشتر پیدا می‌کند و توقع زیاد نباید داشته باشیم درک این حرف‌های بسیار سنگین را از یک سفر اولی که آمده اعتیادش را ترک کند.

 مثلاً پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است که ممکن است سفر اولی بگوید این چه ربطی به ترک اعتیاد دارد و این ملزم وقت و زمان است. همان‌طور که خداوند به ما وقت داده است و فرصت اشتباه داده است و همین‌طور که اختیار ما را خداوند محترم می‌شمارد و ما هم باید اختیار ره‌جو و فرزند و همسر را محترم بشماریم و اگر یک کاری کرد نباید سریع موضع بگیریم و باید نگاه کنم به خودم. من این آخری‌ها هیچ‌چیز را قبول نداشتم‌ و حتی این آخری‌ها خدا را هم قبول نداشتم.

حسین وقتی‌که آمد تا حدود ۴ ماه مشکل داشت ولی بعد واقعاً حسین، حسین شد حتی با آن سختی‌هایی که داشت و سه ضلع "کار و خانواده و کنگره" که آقای مهندس فرمودند را حسین عزیز کاملاً رعایت کردند.

 واقعاً از او راضی هستم و این را از ته قلب می‌گویم و تا به امروز این را این‌گونه می‌گویم چون پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. من می‌بینم هم در لژیونش موفق بوده و هم در ایجنتی پارک و  واقعا زحمت می‌کشد.

من الان در لژیونم حدود ۱۷۰ نفر رها شدند و حدود ۱۳ نفر کمک راهنما شدند ولی همه آن‌ها ممکن است حال حسین را نداشته باشند و باید به حسین نگاه کنند که چه کار کرده است. حسین لژیون پارکش همیشه هست و همیشه در تیم ها بوده است. حسین آمد و قوانین و حرمت‌های کنگره را انجام داد و لذتش هم خودش دارد می‌برد.

روزی که آمد با بدهی آمد وزندگی‌اش آشفته بود مثل همه ما. الآن خدا را شکر کارگر دارد و کار می‌کند و در این بازاری که خیلی‌ها می‌نالند خیلی از ما در کنگره موفق شدیم و این نیست جز این‌که عمل سالم داریم و آن را  انجام می‌دهیم و خداوند در قرآن می‌گوید: من دست کسانی که ایمان آوردند را می‌گیرم و ما بی‌کس نیستیم، ما فقط راه را گم کردیم، ما اشتباه رفتیم و  الآن برگشتیم  ولی مطمئن باشید که اگر الآن درست انجام ندهیم دوباره از دست می‌دهیم.

 سپاسگزار باشید، سپاسگزاری یعنی حسین الآن چیزی را در کنگره ۶۰ دریافت کرد و الآن آمد و دارد بازپرداختش را دارد می‌دهد و اگر علمی را از راهنما و دیده‌بان و ... دریافت کرد الآن این علم را دارد انعکاس می‌دهد و دارد زکاتش را می‌دهد.

 

خیلی‌ها حالشان خوب نیست. الآن سفر دومی‌ها را در لژیون خودم می‌بینم که آن شور و حالی که باید داشته باشند ندارند و بعد که رجوع می‌کنی می‌بینی حاضر نیستند خدمت کنند. پس حسین یکی از آن‌هایی است که آمد و دارد خدمت  می‌کند و کارهایش را می‌بینید.

حسین به‌محض اینکه رها شد شال کمک راهنمایی را گرفت و من آخرای سفرش به او می‌گفتم تو کمک راهنما نمی‌شوی ولی می‌گفت چرا می‌شوم و این خواسته را داشت و آقای مهندس فرمودند هرروز صبح خواسته‌هایتان را از خداوند بخواهید و بگویید خدایا کمکمان کن، ما یک‌عمر اشتباه رفتیم و خود خدا می‌فرماید شما اگر اشتباه کردید و گفتید الهی العفو من شمارا می‌بخشم و حالا فرصت داری، بخواه از خدا.

 

برای حسین عزیز آرزوی موفقیت می‌کنم و انشا الله که خدا توان بیشتر به حسین عزیز و هم‌سفرش بدهد  و تبریک می‌گویم به خودش و خانواده‌اش و ممنونم که به صحبت‌های بنده گوش دادید.

 

  پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره پنجمین سال رهایی مسافر حسین را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:

 

اعلام سفر مسافر حسین: 

سلام دوستان حسین هستم مسافر

 آخرین آنتی ایکس مصرفی: تریاک ، شیره ، الکل ، قرص و حشیش ، مدت تخریب: پانزده سال ، کدت سفر:یازده ماه ، باراهنمایی اصغر آقا و الآن به شکر خدا پنج سال و چند روز است که رهاشده‌ام.

 

  

آرزو مسافر حسین: 

از خداوند می‌خواهم همان‌طور که صفت ارحم‌الراحمین را بر خودش منصوب نمود  به پدران و مادران مصرف‌کننده رحم کند و راهنمایی‌شان کند تا به کنگره برسند و بیماری اعتیادشان را درمان کنند و آرزو دارم  آن تعداد از افراد سفر اول که تلاش زیادی هم می‌کنند ولی موفق نمی‌شوند انشا الله که بتوانند صراط مستقیم را پیدا کنند.

  

سخنان مسافر حسین: 

ابتدای امر ، سپاس گذارم از همه عزیزان ، از هم‌سفران و مسافران که در این جشن شرکت کردند

و خدا را شاکرم که نظر بندگان او بالاتر از چیزی است که من هستم و شاید این نگاه و نظرات باعث بشود که تلاش بیشتری بکنم. 

زمانی که به کنگره نیامده بودم ، هیچ شباهتی به الانم نداشتم و الآن بعد از شش سال ، می‌توانم بگویم که کاملاً در من تغییراتی شکل گرفت و همه‌اش لطف خدا و زحمات جناب مهندس و راهنمای عزیزم اصغر آقا بود.

من همیشه قدردان اصغر  هستم و در هر جایگاه و موفقیتی ایشان را کنار خودم می‌بینم و ارزش این زحمات و آموزش‌های ایشان به‌قدری بالاست که من نه با زبان و نه در عمل می‌توانم از ایشان سپاس گذاری بکنم. 

در بدو ورود به کنگره سخنان اصغر آقا بود که باعث جذب شدنم به این مکان و پایبند شدنم شد. در زندگی همیشه ، منظور سخنان افراد را به‌راحتی می‌فهمیدم و وقتی‌که با اصغر آقا صحبت کردم کاملاً متوجه شدم که پشت این سخنان مسائل مالی نیست و این کلام برایم تازگی و جذابیت خیلی خاصی داشت.

 

 به نظر من کار برای کسانی که اطرافیانشان از مصرف‌کننده بودنشان خبردار هستند می‌تواند آسان‌تر باشد چون همواره موردحمایت‌اند یا اگر موردحمایت هم نباشد حداقل لازم به پنهان‌کاری نیست. من جزء افرادی بودم که نه خانواده و نه دوستان و اطرافیانم از این موضوع خبر نداشتند و بار پنهان‌کاری بار خیلی سنگینی بود که به دوش می‌کشیدم و به خاطر این امر هم خودم اذیت می‌شدم و هم دیگران.

زمانی که وارد کنگره شدم معنی شعر بنی‌آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند را اینجا درک کردم 

و فهمیدم که جناب مهندس و اطرافیانشان این شعر را کاملاً صرف کرده‌اند چراکه در اینجا محبت و عشق زیادی نسبت به افرادی است که نه شناختی نسبت به آن‌ها داریم و نه نسبتی باهم داریم  وجود دارد ولی تمام دغدغه ما این است که راه نجات را  برایشان فراهم کنیم.  

من فکر می‌کنم افرادی که در کنگره خدمت می‌کنند ، کسانی هستند که از ضریب هوشی بالایی برخوردارند و کسانی هستند که کاری را مجانی انجام نمی‌دهند ، بلکه اینجا احیا شدن زندگی‌ها را دیده‌اند و انرژی بسیار زیاد و حس بسیار عالی از خدمتشان دریافت می‌کنند.

در کنگره حسی در تمام افراد خدمتگزار قرارگرفته است که هرچقدر خدمت می‌کنند خودشان را بدهکارتر می‌دانند و همه ما که در کنار هم قرارگرفته‌ایم ، همه‌اش خواست خدا بوده است و چون حتی یک برگ به زمین نمی‌افتد مگر با خواست خدا و هرکسی که وارد اینجا می‌شود باید بدانیم که خداوند آدرس را به افراد داده است و همین دلیل باعث می‌شود که هرچقدر هم خدمت کنیم خود را بدهکارتر بدانیم. 

در بدو ورود ، تخریب من ، تریاک ، شیره ، الکل ، قرص و حشیش بود و اگر از من بپرسید بالغ‌بر پنجاه بار اقدام به ترک کردم ولی موفق نمی‌شدم و اینکه در آن زمان ، اعتیاد لذت بسیاری برایم داشت و حتی دوست داشتم دیگران را هم با خودم همراه کنم حتی دامادمان را هم مجبور کردم که چند پک به مواد بزند.  

این خاصیت همیشه درونم وجود داشت که هیچ‌چیزی را برای خودم تنها نمی‌خواستم و هنوز هم درونم هست اکنون هم که در جایگاه راهنمایی هستم به همه عزیزان توصیه می‌کنم که در امتحان شرکت کنند و بدانند لذتی که در این جایگاه هست را نمی‌توان جایی دیگر یافت.

خیلی خوشحالم که می‌بینم شال راهنمایی به گردن سه نفر از ره‌جوهایم است و این حس خیلی لذت بخشی می‌باشد. 

از هم‌سفر عزیزم تشکر می‌کنم ، ایشان در این شعبه نیستند ولی زحمات زیادی برایم کشیده‌اند و کمک‌های بسیاری به من کرده‌اند ، ایشان خیلی بیشتر از من در کنگره خدمت کرده‌اند و در این چند سال حتی یک‌بار هم نشده که به من اعتراض کنند که چرا بیشترِ وقتم را صرف کنگره می‌کنم.

اگر بدانیم چه کسانی در اینجا زحمت‌کشیده‌اند چه سختی‌هایی متحمل شدند و چه روزهایی بر این مکان گذشت تا به این حال رسید هیچ موقع ناسپاسی نمی‌کنیم و اگر کسی از جایگاه بالاتر فرمانی داد حتماً فرمان‌بردار آن هستیم. 

از مهندس دژاکام و خانواده ، راهنما عزیزم اصغر آقا، هم‌سفر عزیزم ، ایجنت محترم شعبه ، خانم داوودی که در این جشن شرکت کردند و همه عزیزان حاضر تشکر می‌کنم و ممنونم.


گل رهایی

 

《دریافت لوح تقدیر 《 لژیون مالی



تایپ:مسافر علی الف ، هم‌سفر محمدجواد

عکاس:مسافر امید مسعود

ارسال تصاویر و تنظیم : مسافر مصطفی





طبقه بندی: گزارش جلسات عمومی،  تولدها، 
برچسب ها: کنگره 60 درمان اعتیاد، تولد رهایافتگان،  
[ شنبه 20 مرداد 1397 ] [ 12:49 ب.ظ ] [ مسافر سید مصطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ



*****
وبلاگ آتیه سبز : این وبلاگ در مورد مطالعات من در مورد درمان اعتیاد در کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیاد به مواد مخدر درمان و رها بشوند ، آغاز بکار نموده است.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب