تبلیغات
آتــیـــــــــه سبــــــــــز

آتــیـــــــــه سبــــــــــز
وبلاگ مسافر سید مصطفی جعفری(کنگره60 ،درمان اعتیاد ) 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید
چت باکس


به نام نامی اولین عاشق که اوست

 روز پنج‌شنبه 1397/06/01 جلسه پنجم از دور هفدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی موقت  مسافر علی ، استادی مسافر مهدی و دبیری موقت مسافر محمد جعفر  با دستور جلسه اول:قضاوت و جهالت  و دستور جلسه دوم:جشن اولین سالروز رهایی مسافر مهدی رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود. 



اگر وسعت تفکر و اندیشه آن‌قدر بزرگ باشد هیچ‌وقت حاضر نیستی در مورد دیگران قضاوت کنی. قضاوت ریشه در جهل ما دارد...


خلاصه سخنان استاد:

خداوند را سپاسگزارم که یک‌بار دیگر این فرصت را به من داد که بتوانم در این جایگاه در خدمت شما باشم. امروز هم دو دستور جلسه داریم که دستور جلسه اول، دستور جلسه "قضاوت، جهالت" است؛ و دستور جلسه دوم اولین سال رهایی آقا مهدی عزیز است. من قبل از این‌که بخواهم در مورد دستور جلسه صحبت بکنم، یک موردی را بگویم. ما همه‌مان، همه انسان‌ها، مشکلات خیلی زیادی داریم، مشکلاتی که حل‌نشده مانده و این مشکلات حل می‌شود. هیچ کجا شاید نتوانید پیدا کنید مثل کنگره ۶۰ که بتوانیم تمام مسائلی داریم در زندگی‌هایمان با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنیم را بتوانیم حل کنیم؛ و جای افسوس دارد که خیلی از ماها فقط می‌آییم و توقع داریم مشکلاتمان یک شبه-دو شبه حل شود یا ره صدساله را یک‌شبه برویم. خدا را شکر افرادی که می‌آیند، اکثراً جواب می‌گیرند و جواب را پیدا می‌کنند؛ و بسیار جالب است که بعضی از آن‌هایی که نمی‌آیند آن‌قدر طلبکار‌ند و ادعا دارند که می‌خواهند در همان ماه اول یا در همان روزهای اولی که به کنگره می‌آیند مشکلاتشان حل شود و بروند پی کارشان. نه این‌گونه نیست؛ بابت رسیدن به هر هدفی و بابت اینکه بتوانیم در زندگی هر چیزی را داشته باشیم به‌زحمت زیادی نیاز داریم. هستی خیلی خسیس‌تر از آن است که من و شما فکر می‌کنیم. با راحتی چیزی را در اختیار کسی قرار نمی‌دهد؛ مگر اینکه برای آن در طول زمان زحمت بکشی تا بتوانی چیزهایی را که می‌خواهی داشته باشی

 

در مورد دستور جلسه قضاوت و جهالت؛ قضاوت ما انسان‌ها در مورد دیگران عین جهالت ماست که در وجود ماست. ما همیشه دوست داریم که بنشینیم و دیگران را قضاوت کنیم. من خیلی در این مورد فکر کردم که چرا ما انسان‌ها دوست داریم دیگران را قضاوت کنیم؛ مثلث جهالت را که ما در کنگره‌داریم تمام و کلیات جهل ما انسان‌ها را به ما می‌گوید. قضاوت من در مورد برادرم، دوستم، مردم، یا هر شخص دیگری از جهالت است. مطمئن باشید تا روزی که ما در مورد شخصی قضاوت می‌کنیم هنوز در مثلث جهالت گیرکرده‌ایم. من این مورد را تا یادم نرفته است بگویم که آن‌قدر هستی دقیق است که شاید شما هم این را تجربه کرده باشید، خیلی وقت‌ها انسان‌ها را قضاوت می‌کنیم و جلوی دیگران مضحکه می‌کنیم ولی آن‌قدر این هستی دقیق است که آن‌قدر می‌چرخد و می‌چرخد در طول زمان که شاید من که رفیق یا دوست خودم یا شخص دیگری را مورد قضاوت و تمسخر قراردادم من را در این موقعیت قرار بدهد. این اولین هشدار است، برای ما انسان‌ها که دیگران را قضاوت می‌کنیم. قضاوت از تجسس، ظن و گمان شروع می‌شود. این‌ها را که می‌بینی همه پله ضد ارزشی و تاریکی است. یکجاهایی، در یک جایگاه‌هایی یکسری قضاتی وجود دارند، یکسری پلیس‌هایی وجود دارند؛ یک جرم اتفاق می‌افتد (این مثبت است) در اینجا باید تجسس انجام شود. همه در مورد افراد مختلف مدارک جمع می‌کنند تا این‌ها به یک قاضی داده شود که قاضی بتواند در مورد آن جرم قضاوت کند ولی خیلی وقت در مورد خودمان اگر بخواهیم حساب کنیم کار به‌جاهای باریک می‌کشد. می‌نشینیم در مورد افراد قضاوت می‌کنیم و به‌طور مثال می‌گوییم فلانی را می‌بینی وضعش خوب شد این حتماً به یکجایی وصل است و ممکن یک دزدی می‌کند، دو سه بار دیدم با فلانی رفت‌وآمد می‌کند. این قضاوت جهالت من را می‌رساند؛ چون من ضعیف هستم، ریشه در ضعف من است. ما انسان‌ها اگر ضعیف باشیم و ببینیم دیگران دارند پیشرفت می‌کنند یکی از مهم‌ترین دلایل قضاوت ما همه‌اش در جهل است. من وقتی ضعیف باشم و ببینم برادرم یا دوستم یا هر شخص دیگری در زندگی دارد پیشرفت می‌کند، شروع می‌کنیم به قضاوت کردن دیگران چون دوست نداریم پیشرفت کند، به هر طریقی که شده است. چهارتا دورهم می‌نشینیم و شروع می‌کنیم به قضاوت کردن؛ و خیلی جالب‌تر این است که همه باهم حکم می‌دهیم؛ این‌هایی که دورهم نشسته‌ایم اگر نگاه و تفکر کنیم، افرادی که این گونه‌اند همه آن‌ها ضعیف هستند حتی ازلحاظ تفکر و اندیشه! برای همین این کار را می‌کنند. در کنگره خودمان هم داریم و فکر نکنید قضاوت مال بیرون از اینجاست. راهنما، مرزبان، هم لژیونی و ... را قضاوت می‌کنیم. من انسان ضعیفی (منظور از تفکر و اندیشه) هستم. اگر ازلحاظ تفکر و اندیشه من انسان قوی باشم، هیچ‌وقت کسی را مورد قضاوت قرار نمی‌دهم؛ و باید بدانیم قضاوت همیشه آن چیزی نیست که ما می‌بینیم! به‌طور مثال همیشه صفحه وسط یک کتاب را می‌بینم که مثلاً نوشته علی، حسن را کشت.» و شروع می‌کنیم به قضاوت کردن در مورد علی؛ درحالی‌که داستان را نمی‌دانیم و اول و آخر کتاب را نیز نخوانده‌ایم؛ نه اطلاعاتی داریم و نه مدرک؛ و اصلاً کسی از ما نخواسته.

در جایگاهی قرار بگیریم که بخواهیم کسی را قضاوت کنیم و حتی نیازی هم نیست. اگر وسعت تفکر و اندیشه آن‌قدر بزرگ باشد هیچ‌وقت حاضر نیستی در مورد دیگران قضاوت کنی. قضاوت ریشه در جهل ما دارد. ما در کنگره دستور جلسات، نوشتارها و سی‌دی‌هایی به این زیبایی داریم. این‌ها همه‌اش به این دلیل است که جهل ما ریشه‌کن شود! ما انسان‌ها اگر جهل ما ریشه‌کن شود تمام مشکلات زندگی‌مان حل می‌شود. هر مشکلی در زندگی ما ریشه در جهل ما دارد؛ هر بدبختی که من امروز دارم به دلیل جهل دیروز من است. جهل ما اگر درمان شود تمام این‌ها حل می‌شود. کشیدن مواد مخدر، قضاوت دیگران و کارهای ضد ارزشی که من انجام می‌دهم ریشه در جهل من دارد؛ و جهل هم‌ریشه کن نمی‌شود مگر این‌که دانش و آگاهی‌مان بالا برود. اگر دانش و آگاهی ما بالا آن موقع می‌فهمیم که قضاوت در مورد دیگران کار خیلی زشتی است؛ و تا این حل نشود، تازه از این کار نیز لذت می‌بریم. چی کسی لذت می‌برد؟ کسی که دانش و آگاهی‌اش پایین باشد. چه کسی از مواد مخدر لذت می‌برد؟ کسی که دانش و آگاهی‌اش پایین باشد. هیچ فرقی نمی‌کند، تمام این کارهای ضد ارزشی که می‌بینی در یک سطح قرار دارند. هرچقدر جاهل‌تر باشی بیشتر لذت می‌بری!

 خیلی وقت‌ها در کنگره خیلی از افراد مسائل را می‌دانند ولی حل نمی‌کنند و این خیلی بدتر از کسی است که نمی‌داند. من همیشه در لژیون به ره‌جوهایم می‌گویم که خوش به حال آن‌هایی که به کنگره نمی‌آیند و مواد می‌زنند؛ و بد به حال کسی که به کنگره می‌آید، می‌داند و مواد می‌زند! این کارش با کرام‌الکاتبین است؛ چون قبلاً در نادانی بوده ولی الآن می‌داند. در کنگره دستور جلسه قضاوت و جهالت داریم ولی هنوز می‌نشیند و راهنما و هم لژیونی‌اش و مردم را قضاوت می‌کند. صفت‌های خودت را به رخ دیگران می‌کشی. تمام‌کارهای ضد ارزشی که من به دیگران نسبت می‌دهم مطمئناً ریشه‌اش در درون من است؛ تمام‌کارها! خود من اگر کینه نداشته باشم هیچ‌وقت نمی‌توانم کینه کسی را ببینم. این انتهای کار است. قضاوت کردن هیچ فرقی ندارد. این‌که می‌گویم طرف زده است خود من هم دوست دارم بروم بزنم؛ اگر دوست نداشتم هیچ‌وقت طرف را قضاوت نمی‌کردم؛ یا نمی‌گفتم راهنما این کار را کرده است یا مرزبان این حرف را زده است. چون این صفت‌ها همه‌اش در درون من است. باید برگردیم به تفکر و اندیشه در درون خودمان. چقدر زیبا استاد می‌گوید ما انسان فقط آدرس درون را به او می‌دهیم، هیچ کاری برای کسی نمی‌توانیم بکنیم! اگر ما درون خودمان را بتوانیم پیدا کنیم، آن موقع می‌توانیم تمام دردها و مشکلات خودمان را حل کنیم. بخوانیم، بدانیم و سپس عمل کنیم؛ نه این‌که فقط بدانیم که می‌گویند در مورد کسی قضاوت نکنید. باید عمل نکنیم این فایده ندارد! وقتی می‌دانی سیگار کشیدن بد است، چرا سیگار می‌کشی. باید بریم لژیون ویلیام وایت، باید سیگار خودمان را درمان کنیم، سی‌دی بنویسیم. باید جهان‌بینی، تفکر و اندیشه خودمان را با کنگره‌ای کردن و با آموزش گرفتن بتوانیم این را عوض کنیم. این‌ها همه‌اش با آمدن و در مسیر بودن و حرکت کردن است. این‌ها همه بهانه است اگر حرکت نکنیم و اگر در مسیر نباشی، هیچ کاری را نمی‌توانی انجام بدهی! حال دیگر بیشتر نمی‌توانم صحبت کنم چون وقت اجازه نمی‌دهد.

 

در مورد دستور جلسه دوم آقا مهدی بعداً خودش می‌آید و به‌صورت کامل توضیح می‌دهند. ولی این را می‌گویم که قبلاً خودشان یک سفری را شروع کرده بودند در یک لژیون دیگر ولی سفرشان موفق نشده بود؛ و پس‌ازآن به لژیون من آمدند و خدا را شکر که توانستم به ایشان کمک کنم تا رهایی‌شان را بگیرند و الآن در جایگاه یک سال رهایی هستند؛ و الآن داستان مهدی مرتبط می‌شود با دستور جلسه قضاوت و جهالت. یک‌وقت‌هایی یکسری افراد هستند که یک سری مشکلاتی دارند که بالاخره من خبر ندارم و همانند داستان کتاب است و ممکن است در اواسط یا اواخر سفر، سفرشان را خراب کنند؛ البته من تائید نمی‌کنم ولی شاید اگر من هم این دلایل را داشتم و در این موقعیت بودم ممکن بود من هم‌سفرم را خراب کنم. پس‌ازاین شروع می‌کنیم به قضاوت کردن که این فلان وبمان است. چرا شروع به قضاوت می‌کنیم؟ شما کلاه‌خودت را بچسب و کاری به دیگران نداشته باش. این‌که هم لژیونی شما مواد مصرف می‌کند و می‌آید به من و شما ربطی ندارد، یا این‌که هم لژیونی شما سفرش را خراب می‌کند شما در جایگاهی نیستی که بخواهی قضاوت کنی! مگر شما قاضی هستید، مگر از شما خواسته‌اند که در جایگاه قضاوت قرار بگیری. من که نمی‌دانم پس همیشه کلاه خودم را بچسبم. در سفری که مهدی عزیز با من داشتند، خوب بودند و تمام جلسات و لژیون را می‌آمدند و استارت دوباره خیلی قوی داشتند. سی‌دی‌هایش را خوب می‌نوشت و در لژیون خوب مشارکت می‌کردند. ولی اگر کمی کمرنگ شده است، به دلیل کارهای عقب‌مانده و مشکلات قبلی زندگی‌اش است؛ و الآن دارد کار می‌کند برای خودش و خانواده‌اش وزندگی‌اش؛ و خدا را شکر سیمش وصل شد و توانست راه را پیدا کند، خودش نجات پیدا کرد، خانواده را نیز از تاریکی نجات داد. ما نباید فکر کنیم که اگر یک انسان رها شد فقط خودش بود؛ بلکه یک خانواده، یک محله، یک جامعه نجات پیداکرده است. هرکدام از شما که از تاریکی بیرون می‌آیید خانواده‌هایتان را نیز از تاریکی بیرون می‌آورید و این کار عظیم و بزرگی است؛ و انشا الله به جایگاهی که الآن مهدی است برسید؛ و اولین و سومین و پنجمین سال رهایی‌تان را جشن بگیرید. برای مهدی عزیز و خانواده‌اش نیز آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون دارم.

   پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره اولین سالروز  رهایی مسافر مهدی را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:

اعلام سفر مسافر مهدی:

سلام دوستان مهدی هستم مسافر.

آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک و شیره، تخریب ده سال،  سیزده ماه سفر کردم به راهنمایی آقای مهدی صدیقی و رهایی یک سال و  بیست‌وپنج روز.

آرزوی مسافر مهدی:

آرزو می‌کنم که هیچ پدری جلوی همسر و فرزندانش شرمنده نشود.

 

 

صحبت‌های مسافر مهدی:

خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرارگرفته‌ام، قرار گرفتن در این جایگاه برای من مثل خواب‌وخیال است و برایم اهمیت ویژه‌ای دارد. من در وادی اعتیاد سختی‌های زیادی متحمل شده‌ام، در کنگره هم دو سفر انجام دادم، اول به راهنمایی آقای حسین ایوبی که به دلایلی به بن‌بست ختم شد ولی خدا را شکر که دوباره به کنگره برگشتم و سفر کردم.

جمله‌ای که باعث شد من دوباره سفر کنم را آقای کاظمی در تولد سومین سال رهایی‌اش گفت: اگر صدبار هم توبه شکستی بازآی .

 

آن موقع این حرف را قبول نمی‌کردم و پیش خودم گفتم مگر می‌شود کسی پیمانی ببندد و آن را بشکند و بازهم برگردد؛ اما گذشت و سفر من تمام شد و در پنج ماه رهایی‌ام به خاطر غفلت و اینکه جهان‌بینی کاملی نداشتم سقوط کردم. وقتی‌که مصرف می‌کردم خیلی اذیت می‌شدم و با هر پک گریه می‌کردم و سختی‌های سفرم را جلوی چشمم می‌دید

این مصرف من دومان طول کشید، در اوایلش خودم را توجیه می‌کردم ولی یک‌لحظه به خودم آمدم و دیدم که در جای اولم هستم. وقتی یاد سفرم و زحماتم می‌افتادم خیلی عذاب می‌کشیدم و خجالت می‌کشیدم که راهنمایم را نگاه کنم. وقتی این حرف آقای کاظمی به یادم آمد تصمیمم را گرفتم و به آقای ایوبی تماس گرفتم و قرار شد که به کنگره برگردم. مجبور شدم دوباره سفر کنم و این سفر صدها برابر سخت‌تر از اولین سفرم بود، دیگر آن شور و شوق را نداشتم و همه‌چیز برایم مثل یک کابوس بود.

میدانم که اولین سفرم که خراب شد تقصیر راهنما یا شخصی دیگر نیست و همه‌اش به گردن خودم است، میدانم که ممکن است در طول راهم، یک در را نبسته بودم.

در کنگره کسی که می‌تواند مشکل را حل کند فقط  خودمانیم و راهنما به‌تنهایی نمی‌تواند برای ما کاری کند، فقط بایستی امید داشته باشیم و بخواهیم که مشکل را حل کنیم تا کلام راهنما در ما اثر کند.

حاضر شدن در لژیون برایم خیلی مشکل بود ولی با هر سختی بود همیشه حاضر می‌شدم و آموزش ها را می‌گرفتم چون به یادآوردن ترک‌های قبلی با روش‌های دیگر بدنم را به لرزه می‌انداخت و مرا می‌ترساند.

در آخر از آقا مهدی که مثل برادر بزرگ‌ترم هست و زحمات فراوانی برایم کشیده‌اند تشکر می‌کنم و همچنین از جناب ایوبی از جناب مهندس و خانواده گرامی‌شان بابت فراهم آوردن بستر درمان تشکر می‌کنم.

و همین‌طور از شما عزیزان که در جشن من شرکت کردید تشکر و سپاس گذاری می‌کنم، انشالله که موفق و سلامت باشید.

 و در ادامه...

گل رهایی

خدمتگزاران جلسه

مرزبانان کشیک


تهیه گزارش و تایپ: مسافر علی الف

ویرایش، تنظیم و عکاس: مسافر مجتبی

 




طبقه بندی: گزارش جلسات عمومی،  تولدها، 
برچسب ها: کنگره 60 درمان اعتیاد، تولد رهایافتگان، جلسات عمومی،  
[ شنبه 3 شهریور 1397 ] [ 06:28 ب.ظ ] [ مسافر سید مصطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ



*****
وبلاگ آتیه سبز : این وبلاگ در مورد مطالعات من در مورد درمان اعتیاد در کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیاد به مواد مخدر درمان و رها بشوند ، آغاز بکار نموده است.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب