آتــیـــــــــه سبــــــــــز
وبلاگ مسافر سید مصطفی جعفری(کنگره60 ،درمان اعتیاد ) 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
لینک های مفید
چت باکس



آزمونی برای ماندن


همه‌چیز در سفر انسان، مطابق هستی با گردش فصول در حال گردش است.

«یورش آغاز گردید ، بازار دروغ ، کینه ، دشمنی ، خیانت ، حسادت ، ترس و اضطراب رواج یافت . خور و خواب ، تولید مثل و لذت جویی ، مال اندوزی ، تصاحب سرزمین های مختلف ، حکم فرمایی ، جنگ و خون ریزی توسط بشر بالا گرفت ، گویـــی درب های الهامات الهی آسمان به سبب نافرمانی بشر و نفوذ نیروهای اهریمنی بسته شد و قدرت در جسمیت تحت فرمان نیروهای مخرب قرار گرفت و برای این که انسان را به دسته افکار خود سوق بدهند، برای آن ها وسایل خوشی و لذت های زودگذر گوناگونی را مهیا کردند . در این شرایط ، الهامات خیر و مثبت ، کمی ارسال می شد و همه موجودات به خصوص انسان ، بسیار در درد و رنج بودند . هرکس توان مالی و اندیشه بسیار داشت می توانست بماند و در نبود این ها شکست حتمی بود. جدال برای بدست آوردن بود ، برای نگهداری چندان نیرو به خرج نمی دادند.»

اینها بخشی از جملات وادی یازدهم هستند که شاید به نظر داستانی مربوط به گذشته و از جنس امثال و حکم  باشند، اما اگر کسی حقیقت جاری بودن بهشت و جهنم را حس کرده باشد، حقیقت این جملات را نیز با تمام وجودش حس می‌نماید. کافی است نگاهی به درون و برون خود بیندازد تا دریابد که هر لحظه در میان میدان نبردی سهمگین قرار دارد. حداقل مسافران و همسفرانی که در کنگره 60 با هشیاری سفر می‌کنند و در حال آموزش هستند، کاملا آن را حس می‌نمایند.

ممکن است بگوید من اصلا نمی خواهم بجنگم، ممکن است کسی فکر کند این جنگ من نیست و من  می‌خواهم بروم دنبال زندگی خودم، اینها به من چه کار دارد. اما متاسفانه یا خوشبختانه از این میدان نبرد گریزی نیست. هرکس چه بخواهد و چه نخواهد، یا دارد در سمت نیروهای مثبت که خواستار حق و حقیقت هستند حرکت می کند و یا اینکه ابزار نیروهای منفی شده و در حال سقوط است. سکون و گریز معنا ندارد و این یک حقیقت است.

در جملات حکمت آمیز وادی یازدهم آمده است، تنها کسانی می‌توانستند بمانند که توان مالی یا اندیشه‌ی بسیار داشتند. در مسیر سفری که در کنگره‌ی 60 روشن شده است هم، به نظر من دو مرحله یا دو آزمون برای بدست آوردن توان مالی و اندیشه‌ی بسیار طراحی شده است؛ لژیون مالی و جایگاههای خدمت به خصوص جایگاه کمک راهنمایی و راهنمایی.

همه چیز در سفر انسان، مطابق هستی با گردش فصول در حال گردش است. چقدر زیباست که در دو فصل پاییز و زمستان، این دو ایستگاه مهم در این مسیر طراحی شده است. همانگونه که در کتاب 60 درجه آمده است؛ پاییز که فصل محکم شدن ریشه هاست و زمستان فصل بارگیری باراندازهای طبیعت. در اواسط پاییز جشن گلریزان برگزار می‌گردد و در نیمه‌ی زمستان آزمون کمک راهنمایی و حقیقتا که این رویدادها آزمون هستند.

 

آزمونی برای اینکه من چه میزان متوجه اتفاقاتی که برای من افتاده یا در حال افتادن است هستم؟ سلامتی و آرامش من چه قیمتی دارد؟ اگر من با کنگره آشنا نمی شدم هم اکنون کجا بودم و چه وضعیتی داشتم؟ حالا که با این ساختمان الهی آشنا شده ام می خواهم کجای کار باشم؟ این کاروان به کجا می‌رود؟ آیا من بهای این سلامتی و آرامش را در همین حدی که یافته ام پرداخته ام؟ آیا اصلا از عهده ی پرداخت بهای واقعی آن بر می آیم؟ آیا آنقدر آموخته ام و قوی هستم که دیگر از آسیب در امان باشم؟ آیا آموزش و ارتقا و آرامش و صلح، حد و انتهایی دارد؟ کجا می‌توانم چنین گوهرهای کمیابی را بدست بیاورم؟ جزو کدام دسته هستم؟ آنانکه مجذوب رحمت خداوند میشوند یا آنانکه فقط به سور چرانی مشغولند ؟ آنانکه به دنبال ارتقا هستند یا آنانکه به دنبال پاهای اضافی می گردند تا خود را محکم در زمین نگه دارند؟

«خداوند ولی و مرشد کسانی است که ایمان آورده اند و ایشان را از تاریکی‌ها به طرف نور خارج می کند ... و کسانی که کفر می‌ورزند، آنها را از نور به طرف تاریکی خارج می کند، آنها یاران آتش هستند که در آن ماندگارند. »

کسانی که با تمام وجود، با تمام عشق و احساس بندگی در جهت آموزش و خدمت حرکت می‌کنند، کسانی که دیگران را به صبر و محبت توصیه می کنند، کسانی که در جشن گلریزان با ذوق و شوق بندگی خداوند شرکت می کنند و آنچنانکه در وادی 14 آمده است، می دهند و به دنبال بازپس‌گرفتن نیستند، چنین افرادی قطعا در ادامه ی مسیر در جهت ساختن و توانمند شدن پایه های مالی خود قدم بر می دارند، چرا که ایمان دارند وعده‌ی خداوند دروغ نیست و در جهت ایمان خود می‌کوشند، خداوند و نیروهای الهی هم به ایشان کمک می‌نمایند. همچنین کسانی که برای خدمت و قبولی در آزمون کمک راهنمایی تلاش می کنند و یا سایر خدمتگزارانی که در جهت اهداف کنگره و بر خطوط حرمتها و قوانین کنگره تلاش می‌نمایند، قطعا در مسیر رسیدن به صلح و محبت در زندگیهایشان هستند.

شرکت در جشن گلریزان، عضو لژیون مالی شدن، قرار گرفتن در جایگاههای خدمتگزاری در کنگره، هیچکدام از اینها صرف کردن پول یا وقت یا انرژی نیست، همه اش دریافت همه ی آنها است. کسانی که در این مسیر گام بر می دارند، در حال توانمند کردن پایه های مالی و اندیشه ی خود هستند تا بتوانند بمانند.

من همیشه اینطور تصور می کنم که انسان در طول زندگی بایست از بزنگاههای مختلفی عبور کند، مانند جنگلی تاریک و مخوف، پر از خطرات جورواجور، پرتگاهها، باتلاقها، حیوانان درنده و وحشی و دامهای مرگ آور که تنها یک مسیر برای عبور سالم و بدن خطر از این جنگل وجود دارد. به انسان کمندهای مختلفی وصل است که مدام او را به سمت مسیرهای مختلفی می کشد و این کمندها همان حسهای انسان هستند. اینکه من در چند قدم جلو تر کجای این جنگل باشم، در مسلخ قرار داشته باشم یا در مسیر درست و سلامت، به این بستگی دارد که کدامیک از این کمندها من را بکشند و یا من به سمت کشش کدامیک حرکت کنم.

 

دو گروه از افراد هستند که به نظر من باید مراقب باشند، چه که شاید در مسیر حرکت به سمت تاریکی هستند. یکی افرادی که توان آن را دارند که در مسیر آموزش و خدمت باشند و این را هم متوجه می‌شوند، اما در پیشگاه خودشان و توی قلبشان یا در بیرون، بر این توان به هر دلیل سرپوش می گذارند، در حقیقت خودشان را گول می زنند. شاید گفتنش درست هم نباشد، اما برای مثال مانند کسی که پولی که برای لباسهایش، یا گوشی موبایلش حاضر است پرداخت کند از مبلغی که در گلریزان شرکت می کند بیشتر است. دیگری افرادی که با کلمات مسموم و طعنه یا شوخی های بیجا، دیگرانی که می خواهد در مسیر خدمت تلاش کنند را دلسرد یا خجالتزده می کنند، در حقیقت روی حسن و تلاش بقیه را می خواهند بپوشانند. به قول آقای مهندس که در سی دی مال می فرمودند، مثلا کسی که در جهت علمی یا مالی برای کمک به کنگره تلاش می کند یا کسی که در جهت مثبت حر کتش را بسیار جدی می گیرد، با کلمات تحقیر آمیز و دلسرد کننده مورد خطاب قرار می‌دهند و یا مسخره می کنند، در حقیقت کلامشان بوی ابلیس دارد. اگر چنین حسهایی در من وجود دارد، طبیعی است که آینده خوشی در انتظارم نیست چرا که این کمندها دارد من را به مسلخ می کشاند.

از همه‌ی اینها که بگذریم، ما در ابتدای یک تاریخ ایستاده‌ایم و یا شاید هم در بخشی از سرنوشت یک داستان به قدمت انسان. تاریخی که برای اولین بار در آن دانش درمان بیماری اعتیاد و بسیاری دیگر از رنجهای بشر کشف شده است، تاریخی که قرار است در آن آکادمی علوم شناخت انسان و درمان بیماری‌هایی مانند اعتیاد تاسیس شود. آکادمی که قرار است مرکز تحقیق بسیاری دانشهای کشف نشده برای نجات انسانها از بسیاری دردها و رنجها و بیماریها باشد. چه دلیلی مهمتر و شایسته تر از این که با تمام وجودمان در تحقق این بنا بکوشیم، و در تقدیر ذره‌ ای از آجرهای آن حک شویم؟

ما قدم از سر کنیم در طلب دوستان          راه به جایی نبرد آنکه به اقدام رفت

انشالله به گونه‌ای حرکت کنیم که در تقدیر این بنای الهی باشیم و بمانیم و سالها این جشنها را در کنار یکدیگر شادمانه جشن بگیریم.

 

 

نویسنده: مسافر امین حمله داری




طبقه بندی: دستور جلسات هفتگی،  مقالات، 
برچسب ها: کنگره 60 درمان اعتیاد،  
[ دوشنبه 28 آبان 1397 ] [ 03:53 ب.ظ ] [ مسافر سید مصطفی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ



*****
وبلاگ آتیه سبز : این وبلاگ در مورد مطالعات من در مورد درمان اعتیاد در کنگره 60 شعبه شیخ بهایی اصفهان و همچنین برای درج مطالب مفید برای کسانیکه میخواهند از اعتیاد به مواد مخدر درمان و رها بشوند ، آغاز بکار نموده است.
موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب